هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
394
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
كذبا نازل كرده بود در طول هشت سال يا بيشتر بر مصر گمارد و الوليد بن عقبه را بر كوفه گذارد از آغاز تأسيس كوفه گروهى از بزرگان صحابه همچون عمار ياسر و ابن مسعود و سلمان فارسى و ابن ابى وقاص و ديگران بر آن ولايت داشتند و وقتى نوبت به خليفه عثمان رسيد آن را به دست الوليد بن عقبه - كه او و برادرانش به « صبية النار » معروف بودند و وجه تسميهء آن را در كتاب خود سيرة المصطفى يادآور شديم - سپرد . جد عقبة بن ابى معيط ( پدر وليد ) ابن ابى عمرو يكى از بزرگان امية بن عبد شمس بود كه او را به فرزندى پذيرفت و با اروى دختر كريز ازدواج كرد و وليد ، خالد ، عماره و ام كلثوم را از او داشت پس از وى نيز عفان به ازدواجش در آورد و عثمان را به دنيا آورد . عقبة در مكه همسايهء پيامبر خدا بود و با او نشست و برخاست زيادى داشت و در سالهاى آغازين بعثت پيامبر ، اسلام آورد و در سبب اسلام آوردنش آمده است كه او غذايى تهيه ديد و پيامبر خدا ( ص ) را دعوت كرد . پيامبر نيز تنها به شرطى حاضر به صرف غذا شد كه عقبه شهادتين را بر زبان جارى سازد او نيز بر زبان آورد و پيامبر ( ص ) غذا را صرف كرد وقتى به سمع قريش رسيد كه عقبه اسلام آورد گفت : عقبه به كودكى بازگشت ( يا كار كودكانهاى كرد ) . او دوستى داشت كه از مكه بيرون شده بود وقتى بازگشت و از اسلامش با خبر گشت او را رها كرد و از برخورد با او اجتناب ورزيد . عقبة بن ابى - معيط به نزد او رفت و سلامش گفت پاسخ او را نداد . اصرار ورزيد گفت : سلامت را پاسخ نخواهم گفت زيرا ديگر كودك گشتهاى . گفت قريش نيز همين كار را كردهاند چهكار كند تا دلشان خنك شود گفت پيش او ( پيامبر ) مىروى و به صورتش تف مىاندازى و با زشتترين دشنامهايى كه بلدى دشنامش مىدهى . عقبه همين كار را با پيامبر ( ص ) كرد . پيامبر خدا تنها صورتش را پاك كرد و رو به او نموده فرمود : اگر ترا خارج از مكه ببينم گردنت را مىزنم . عقبه به سرسختى خود با اسلام و آزار پيامبر ادامه داد و كارش بدانجا كشيد كه آشغال و كثافت را مىآورد و بر در خانهء پيامبر خدا مىريخت و دربارهء او آيه ذيل نازل گرديد : « يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ، يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا » ( الفرقان 29 - 27 ) ( و روزى كه ظالم پشت دست حسرت به دندان گرفته گويد اى كاش من در دنيا با رسول حق راه دوستى و طاعت پيش مىگرفتم واى بر من اى كاش كه