هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
384
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
نتيجهء شورى بهر صورت ، در شرح نهج البلاغة و جاهاى ديگر آمده نخستين كارى كه طلحه كرد اين بود كه پس از آنكه مطمئن شد در اين جمع ، چيزى نصيب وى نمىشود ، خود را به سود عثمان بن عفان كنار كشيد . او دانسته بود كه مردم با وجود عثمان و على بن ابى طالب به او وقعى نخواهند گذاشت لذا به تعبير مورخين بنا به كينهاى كه به على بن ابى طالب مىورزيد ، حق خود را به عثمان واگذار كرد و در اين كارزار از او پشتيبانى نمود ؛ زبير بن العوام نيز بلافاصله متوجه شد كه اين كار طلحه تنها به انگيزهء تعصب و كينهتوزى صورت گرفته و در عين حالى كه دانسته بود كه مقام خلافت به كسى جز على مىرسد با برانگيخته شدن انگيزههاى خويشاوندى نزديكى كه با حضرت داشت جانب او را گرفت و گفت : من نيز شما را به گواه مىگيرم كه من حق خود در خلافت را به على ( ع ) واگذار كردم . بدين ترتيب و با خروج اين دو تن نبرد ميان چهار نفر باقى مانده منحصر گشت . در اينجا سعد بن ابى وقاص نيز برخاست و گفت : من نيز حق خود را به عبد الرحمن بن عوف واگذار كردم . آنها هر دو از بنى زهرة بودند . در صحنه كارزار اينك ، سه تن مانده بودند كه هر كدام نمايندهء دو نفر بودند . عبد الرحمن خطاب به عثمان و على گفت : كدام يك از شما به سود ديگرى عقب مىنشيند ؛ به تعبير راوى هيچكدام پاسخى ندادند ؛ او خود كنار رفت تا يكى از آنها كه بر ديگرى رجحان دارد ، عهدهدار خلافت گردد و پيش از آنكه ( با رأى خود ) يكى را برگزيند رو به على و عثمان كرد و با آنان مطرح كرد كه اين مهم را به شرطى عهدهدار شوند كه همواره حق را ملاك قرار دهند و از هواى نفس خويش پيروى