هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
356
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
على ( ع ) در عهد عمر بن الخطاب شگفتا ! او در حيات خود از يك سو خلافت را با دست ظاهرا دور كرد و از سوى ديگر پس از مرگش آن را به پيوند ديگرى در آورد ؛ گويى پستان شتر است كه شيرش را دست به دست مىبخشند ؛ بارى اين يكى خلافت را به راهى دشوار و سنگلاخ افكند كه دستاندازى بىشمار داشت و برخوردهاى فراوان در صفحات تاريخ نگاشت . ( از خطبهء شقشقية ( على ( ع ) ) ابو بكر در جانشين ساختن عمر بن الخطاب ، با طلحة و عبد الرحمن و ديگران مشورت كرد گواينكه اين مشورت نيز مانع از آن نمىگرديد كه از اين انتخاب خود ، صرفنظر كند . بيشتر آنها كه مورد مشورتش قرار گرفتند مايل به خلافت او نبودند و وى را به خشونت و گستاخى ، توصيف مىكردند و وقتى شايعه جانشينى او پخش شد به حضور ابو بكر رسيدند و به او گفتند : تو كه آدم خشن و گستاخى را بر ما حاكم ساختى پاسخ خدايت را چه مىدهى . و برخى نيز به عمر گفتند كه تو در گذشته او را كانديدا كردى و اينك او ترا كانديدا و جانشين خود مىكند ولى عثمان آنچنان كه گفتيم ، از همه بيشتر نسبت به خلافت عمر ، اظهار خشنودى و رضايت كرد . و بدين ترتيب ، خلافت به نام عمر بن الخطاب افتاد و مردم همچنانكه به سلف او تن دادند به خلافت او نيز تن در دادند و قريش بدين ترتيب به برخى از نقشههايى كه كشيده بودند نايل آمدند و سالهاى آينده ، مادام كه قريش نمىخواست نبوت و خلافت در يك خاندان باقى بماند ، شاهد پيروزيهاى ديگرى براى آنان بود و اينك عمر بن - الخطاب است كه ماههاى اندكى پس از به قدرت رسيدنش به يكى از جوانان خاندان