هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
319
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
زهد او در دنيا سخن گفتن از زهد امير المؤمنين على بن ابى طالب در دنيا ، در پيوند تنگاتنگ با قهرمانيها و پهلوانيها و هر آنچه بدين خصلتهاى برجسته در رابطه است ، مىباشد زيرا شجاعت و قهرمانى و ديگر ويژگيهايى از اين دست ، تنها برازنده كسانى است كه در ميدانهاى نبرد و كارزار بر دشمنان و حريفانشان پيروز مىگردند . زهد در دنيا نيز چيزى جز چيره شدن بر سرسختترين دشمنان انسان همچون شيطان و هواهاى نفسانى يا غرايزى كه در جهت تحقق لذتهاى دنيايى و كام گرفتن از بهرههاى زندگى بويژه آنها كه در دسترسند ، نيست تاريخ ، كسى را چون على بن ابى طالب ، سراغ ندارد كه اين گونه از ثروت و قدرت و موقعيتهاى مادى و رفاه زندگى برخوردار باشد و در توان داشته باشد ولى همواره آنها را از خود دريغ دارد . آيا تاريخ بشريت حاكمى را سراغ دارد كه خوردن نان خشك و سير شدن از آن را برخورد حرام بداند زيرا در اطراف مكه ، كسانى يافت مىشوند كه قرص نان در اختيارشان نيست و با سيرى ، بيگانهاند . و لباس لطيف و ظريف را بر خود حرام بداند چون در جهان كسانى يافت مىشوند كه از داشتن لباس خشن نيز ، محرومند . آيا تاريخ بشريت ، به ياد دارد كه حاكمى براى خود جو را آسياب كند و نانى از آن فراهم آورد كه از فرط خشكى و سختى براى پاره كردنش ، از زانوهايش كمك گيرد و كفش خود را ، به دست خويش وصله كند و از مال دنيا ، اندك پساندازى نداشته باشد زيرا بر روى زمين كسانى يافت مىشوند كه شكمهاى گرسنه و دلهاى سوخته دارند . تا لحظات واپسين زندگى چنين بود و مىفرمود : آيا دل بدين خوش