هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
306
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
محدود به اطلاع از متون و احكام و مدارك آنها نيست بلكه شامل هر آنچه علمى است كه فقه و ديگر علوم بر آن تكيه دارد همچون علم حساب و غيره ، بطورى كه در اين رشتهها و نسبت به معاصرين خود و علما و سران مذاهب ، به حد شگفتآورى رسيده بود و حتى دانش متأخرين او نيز به او ختم مىشد . راويان متفق القولند كه پيامبر ( ص ) خطاب به مسلمانان فرموده است : على از همه شما پرهيزكارتر است . او از همهء معاصرانش در قضاوت ، چيرهدستتر بود زيرا از همه بيشتر به علوم فقه و شريعت كه سرچشمهء نخستين قضاوت هستند ، تسلط داشت در عين حال از نظر خرد و عقل از آنچنان قدرت و نيرويى برخوردار بود كه وى را به منطق و راه درستتر سوق مىداد . او در صفاى وجدان و سرعت انتقال چنان سر آمد بود كه به سادگى مىتوانست از دانش خود در رفع مشكلات بهرهجويى كند . او از هر حقوقدان ديگرى آنچه را كه حقوق عمومى ناميده مىشود ، برسميت شناخت تا ايدهء عدالت ميان مردم را بدون توجه به موضع طرفين متخاصم پياده كرده باشد و احترام به نظام كلى را القاء كرده باشد و عدالت ميان مردم و وظايف آن را در برابر جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند تأكيد كرده باشد او در اين انديشه ، دهها سال پيش از جهانيان بدين حق ، توجه كرد . يك شب صداى كمك درماندهاى به گوشش رسيد به شتاب خودش را به وى رساند و گفت : اينك بفرديات رسيدهام . ديرى نپاييد كه به مردى برخورد كرد كه شديدا با مرد ديگرى ، گلاويز شده است وقتى امير المؤمنين را ديد دست از حريف كشيد و گفت : اى امير المؤمنين من به اين مرد پيراهنى به نه درهم فروختم . درهمهايى كه به من داد سالم نيستند و وقتى از وى خواستم كه آنها را عوض كند مرا به باد كتك گرفت . على ( ع ) به مشترى گفت : پولها را عوض كن . و از مدعى خواست كه در مورد كتك خوردن ، دليلى بياورد ، وقتى دليلش را آورد به او گفت قصاصت را از وى بستان . مرد گفت كه او را بخشيدم . حضرت فرمود : تو مىتوانى او را ببخشى ولى حق الناس ( عام ) هم هست و بايد او را تنبيه كرد و به مجازاتش رساند تا درس عبرتى براى هر آنكه در صدد تجاوز به حقوق مردم است ، و حقوق و كرامت آنها را ناديده مىگيرد و به نظام احترام نمىگذارد ، باشد . و از آنجا كه خود مسئول حمايت از جامعه در برابر فساد و هرج و مرج است در برابر ديدگان مضروب ، يقهء ضارب را