هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

29

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بپذيريم عترت وارد شده در حديث ثقلين شامل همان امامانى باشد كه شيعيان فاطمى ادعا مىكنند همچنانكه اين حديث بيانگر اين نيست كه اينان فرزندان حسين هستند و فرزندان حسن ( ع ) نيستند و به همين ترتيب كه مىگويند به دنبال يكديگر آيند و همانگونه كه دال بر ارثى - بودن امامت نيست بر سياسى بودن آن نيز دلالت نمىكند و بيش از هر چيز دلالت بر امامت فقهى و علمى دارد . اين سخن در حد خود درست و منطقى است و طبيعى است كه هر قضيه مشخص‌كننده موضوع خود نيست ولى پس از توجه و در نظر گرفتن قراين و مناسبتهايى كه آن احاديث را در برگرفته‌اند شكى در اينكه مراد از اهل البيت و عترت ، چه كسانى هستند ، باقى نمىماند و مىدانيم كه حول و حوش آيهء تطهير آمده كه پيامبر ( ص ) پس از آنكه على ، فاطمه ، حسن و حسين را به زير عباى خيبرى خويش گرد آورد آن را تلاوت فرمود ؛ همچنانكه در حديث ثقلين و سفينه نوح و ديگر احاديث كه شامل كلمات اهل البيت و عترة شده‌اند نيز در اولى ، همرديف قرآن و در ديگرى همچون سفينه نوح و در سومى پناه زمينيان قلمداد شده‌اند و ناگزير بايد چنين كسانى از اهل بيت و عترتش به بالاترين مقام علمى و مذهبى نايل آمده باشند كه جز امامان ( ع ) نمىتوانند باشند و بدون ترديد مسلمانان صدر اسلام به خوبى مىدانستند كه منظور از اهل بيت و عترتى كه پيامبر بر زبان مىآورد ، چه كسانى بوده‌اند بويژه كه بنا به روايت عبد اللّه بن عباس و ديگران طى 9 ماه شاهد بوده‌اند كه بيشتر روزها بر در خانهء على و فاطمه مىايستاد و مىگفت ( انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و . . . ) همچنانكه شاهد بوده‌اند كه طبق روايت صحيح مسلم در صفحه 131 از جلد هفتم و ترمذى و حاكم در المستدرك و ديگر منابع اهل سنت ، وقتى براى مباهله خارج مىشد جز اينان كسى همراهش نبود و مىفرمود : پروردگارا اينان اهل بيت من هستند . همچنانكه در ابتداى سخن خود راجع به منظور از اين كلمه گفتيم ، پيامبر ( ص ) در مناسبتهاى مختلف و به منظور روشنگرى و يادآورى فضل و كمال خاندانش ، اين كلمه را به كار برده است . در روايتى كه گروهى از محدثين به « زيد بن ارقم » ، « جابر بن عبد اللّه » ، عايشه ، ابو ذر و حذيفة - بن اسيد و ديگر صحابه‌ها نسبت داده‌اند آمده است كه پيامبر ( ص ) فرموده : اى مردم من در ميان شما چيزى بجاى گذاشته‌ام كه تا وقتى ملاكش قرار دهيد هرگز گمراه نخواهيد شد كتاب خدا و خاندان اهل بيتم . و در بيشتر متنها اضافه شده : اين دو تا به روز قيامت از يكديگر جدايىناپذيرند . و از برخى صحابه روايت شده كه در مناسبتهايى مىفرمود : خداوند در مورد دو چيز از شما سؤال مىكند : قرآن و خاندان اهل بيتم ؛ پس ببينم كه پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد . و در روايت ديگرى از ايشان آمده كه بر سر راه خود به مدينه در بازگشت از حجة الوداع به « الجحفة » رسيد برابر مسلمانان همراهش به سخنرانى ايستاد و پس از ثنا و ستايش خداوند فرمود : عمر هر پيامبرى نيمى از عمر پيامبر پيش از اوست و من نيز دير يا زود دعوت حق را