هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

284

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

فرياد مىزد : سوگند به آنكه جان عمر به دست اوست خارج مىشويد و تن به بيعت مىدهيد يا اينكه آن را با هر آنكه در آن هست به آتش مىكشم ؟ واقعا همچنين تصميمى داشت . يكى از همراهانش به او گفت فاطمه زهرا ( س ) در خانه است . گفت : بگذار باشد . زبير بن العوام شمشير بدست از خانه بيرون آمد ولى بر اثر لغزش پا ، شمشيرش از دست افتاد ، عمر بن الخطاب بر همراهانش فرياد كشيد شمشير را برداريد آنها بنا به آنچه در روايت طبرى و ديگران آمده شمشير را برداشتند و با آن بر ديوار كوفتند . آنها سعى كردند وارد خانه شوند فاطمه زهرا پشت درب خانه قرار گرفت و سعى كرد مانع از ورود آنها شود ولى آنها حرمت و مقامش را به پاس پيامبر خدا نيز نگذاشتند . گفته مىشود در جريان همين گيرودار بود كه فاطمه زهرا فرزندى را كه حامله بود و رسول خدا محسن ناميده بود ، سقط كرد ؛ اعم از اينكه اين روايات درست باشند يا نه آنچه ترديدى در آن نيست برخورد آنها با او در نهايت خشونت و جفاكارى و بىتوجهى به مقام والايش نزد رسول خدا بود و حال آنكه خود بارها شنيده بودند كه پيامبر خدا به او مىفرمود : خدا با خشم تو خشم مىگيرد و به خشنوديت خشنود مىشود همچنانكه بارها از وى شنيده بودند كه مىفرمود : فاطمه پارهء تن من است آن كس كه او را بيازارد مرا آزرده است و هر كس خشمگينش سازد مرا به خشم آورده است . اين حديث را محدثين اهل سنت نيز در صحاح و مجاميع خود آورده‌اند . شاعر بزرگ معاصر مصر ، حافظ ابراهيم ( معروف به شاعر نيل ) برخورد آنان را با وى طى اين ابيات به توصيف كشيده است : - سخنى به على كه عمر آن را به زبان آورده شنونده‌اش را بزرگ دار و دربارهء گوينده‌اش انديشه كن . - خانه‌ات را به آتش مىكشم و ترا در آن نخواهم گذارد اگر بيعت نكنى هر چند دختر پيامبر نيز در آن باشد . - كسى جز ابو حفص ( عمر ) نبود كه چنين سخنى مىگفت در برابر شجاع و قهرمان عرب و حاميانش . ما در فصلهاى پيش به اندازهء كافى دربارهء برخورد فاطمه زهرا با خلافت و ارث پدرى صحبت كرديم و ديگر نيازى به افزودن مطلبى نيست . بيشتر راويان بر آنند كه ابو سفيان موضع پروپاقرصى در دفاع از على ( ع ) گرفت و به تهديد و وعده و وعيد در برابر ( آنها ) پرداخت و مىگفت : به خدا كه همه جا را