هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

276

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

سقيفة مورخين و محدثين جملگى بر آنند كه موضع عمر بن الخطاب نسبت به وفات پيامبر ( ص ) ، با حضور ابو بكر و خواندن آيه قرآن از سوى وى بر مردم ، پايان يافت و جوش و خروش او فرو نشست و آن دو به اتفاق ، از آن خانه بيرون شدند و پيامبر را در ميان خانوادهء سوگوارش ، رها كردند و همچنانكه يادآور شديم قراين و شرايط و سير حوادث تأكيد بر اين دارند كه آنها بجايى رفتند كه از پيش ، براى اتخاذ تدابير ، لازم ، تدارك ديده شده بود و به نظر من [ نويسنده ] بيشتر انصار از جمله سعد بن عبادة ، جز على ( ع ) را براى جانشينى پيامبر ( ص ) در نظر نداشتند . اعتقاد رايج ميان تودهء مسلمانان اين بود كه جامهء خلافت جز بر او برازنده نيست ولى پس از آنكه براى انصار روشن شد كه سران مهاجرين ، براى برگرداندن اين ورق و دستيابى به قدرت ، گرد هم آمده و اظهارات صريح پيامبر در اين مورد را ناديده گرفته‌اند و در واقع با اين هم‌پيمانى و تبانى قريش ، روح جاهليت و گرايشهاى قبيله‌اى را احيا كرده‌اند حال آنكه خود ( انصار ) در راه اين آيين و پيامبر آن به ميزانى كه هيچ يك از مهاجرينى كه اينك براى بدست گرفتن قدرت پس از وى ، توطئه مىچينند ، مبذول نداشته‌اند از جان و مال خود دريغ نكرده‌اند . پس از آنكه اين مسائل برايشان روشن شد جمعى از آنان به رهبرى سعد بن عبادة در سقيفة بنى ساعده گرد آمدند تا دربارهء خلافت به بحث و گفتگو بنشينند و بنا به آنچه كه بيشتر روايات تصريح دارند گروهى نام سعد بن عبادة را به عنوان ( نامزد ) بر زبان آوردند . وقتى اين خبر از طريق برخى انصار كه خود را رقيب سعد مىدانستند و بخلاف وى عمل مىكردند و به سمع مهاجرين رسيد به شتاب خود را به سقيفه بنى ساعده