هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
27
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مىگيرد و وجوب اطاعت مقيد و مشروط به شناخت اجماع كنندگان ، مىگردد كه علاوه بر دشوارى تحقق چنين شرطى ، وجوب اطاعت مقيد به حصول آن ( شناخت ) شده و پيش از آن وجوبى وجود ندارد و پس از آن تكليف آنچنان كه در پاسخ اشكال وى به تعبير خودش به رافضيها نشان داديم از باب تحصيل حاصل مىگردد . چيزى كه واقعا در سخنان وى جاى تعجب دارد اين ادعاى اوست كه نمىشود به امامان دسترسى پيدا كرد و از نظرياتشان آگاه گرديد ؛ شگفتى از اينجاست كه اطاعت از خدا و رسول و اولى الامر تنها به اين معناست كه سخنان و نظرياتشان را ملاك قرار داد و اين كار هم منوط به تماس و پيوند با شخص آنها نيست و پس از فراهم آمدن دلايل شناخت ايشان و نظرياتشان در هر موردى از طريق روايتگران مورد اعتمادى كه همزمان با آنها زيستهاند يا با معاصرانشان پيوند داشتهاند ، چنان شناختى دشوار نيست ، شيعه همواره تلاش ورزيدهاند كه در اصول و فقه خود - بويژه پس از غيبت امام عصر ( عج ) كه دسترسى به امام بر هر كسى ناممكن گشته است - به راويان حديث آنها ، مراجعه كند ؛ در عصر ظهور نيز دسترسى به آنها براى هر كس ، ميسر نبود و آنها كه از ايشان فاصله داشتند نيز به راويان احاديث مراجعه مىكردند و پس از غيبت نيز طى قرنهايى كه تا كنون سپرى شده ، روايتهاى گرد آمده در مجاميع حديث كه سندشان منتهى به پيامبر ( ص ) و ائمه مىشود پس از قرآن تنها منبع احكام و نظرهايى است كه شيعه به پيامبر و ائمه اهل بيتى كه اين آيه و ديگر آيات و روايات نقل شده از پيامبر ( ص ) مانند حديث ثقلين و احاديث ديگرى كه با عدم تأويل و تحريف و تفسير خلاف ظاهر و منافى با قراين و شرايط پيرامون آنها ، ايشان را منظور كردهاند ، نسبت مىدهند . پاسخ دومين اشكالى كه « رازى » به شيعه مىگيرد و مىگويد كه اولى الامر به صيغه جمع آمده حال آنكه به اعتقاد شيعه ، در هر زمان تنها يك امام وجود دارد و برداشت مفرد از جمع ، خلاف ظاهر است در اين خلاصه مىشود كه ظاهر اين گونه عموميتها ، عموميت استغراقى است كه در آن اجتماع همهء آحادش در آن واحد ، شرط نمىشود ؛ مثلا اگر كسى بگويد ( دانشمندان را ارج گذار ) اين حكم حتى اگر وجود علما مترتب به زمان باشد ، درست است و غالبا همان چيزى است كه اصوليها ، آن را قضيهء حقيقى مىنامند كه در آن حكم متوجه افرادى است كه وجود دارند و يا به وجود خواهند آمد . بيشتر عموميات قرآنى نيز از اين قبيل هستند و ناگزير بايد اولى الامر متضمن تعدادى باشد كه بتوان به ضمير جمع خطابشان كرد اعم از اينكه هنگام صدور حكم و يا به صورت پياپى ، باشند كه نزد شيعه ، ( از اين احكام ) بفراوانى يافت مىشود . در رابطه با سومين اشكالى كه « رازى » از شيعه مىگيرد و مىگويد اگر آيه ، امامان شيعه را مد نظر قرار داشت لازم بود كه بگويد فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الامام زيرا به نظر آنها ( شيعه ) امامان تعبيرى از خدا و رسول هستند در حالى كه آيه تنها به وجوب ارجاع چنين امورى به خدا و