هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

268

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

همراه پيامبر در لحظهء وداع برخورد پيامبر در غدير خم ، آخرين برخورد وى در رابطه با گزينش او به عنوان جانشين خود نبوده است . پس از آن و در آخرين روزهاى زندگى خويش ، برخورد ديگرى در همين راستا داشت كه در معنا و مضمون كمتر از موارد ديگر از جمله داستان « يوم الدار » [ كه طى آن على ( ع ) مأموريت يافت خويشان پيامبر را دعوت به ميهمانى كند و در پايان آن به عنوان آن به عنوان برادر ، جانشين و وصى او تعيين گرديد - م ] و غزوهء تبوك و غدير خم و ديگر مواردى كه طى آنها به صراحت يا اشاره او را براى جانشينى خود نامزد مىكرد ، نبود . مورخين و محدثين اتفاق نظر دارند كه در روزهاى واپسين زندگى خود آنچه پيش از هر چيز براى او اهميت داشت گسيل سپاهيانى با افراد هر چه بيشتر از مسلمانان از جمله ابو بكر و عمر و سران مهاجرين و انصار به مرزهاى شمالى حجاز به فرماندهى اسامة بن زيد - جوانى با كمتر از سى سال سن - بود . در ميان مسلمانان كسانى بودند كه از وى صلابت بيشترى داشتند و در جنگها و نبردها داراى قدرت مانور و كارايى فزونترى بودند و همين امر بر بزرگان صحابه گران آمده بود و پذيرش فرماندهى وى را بر خود ، دشوار يافتند و از اينجا و آنجا ، سر و صداهايى برخاست و از پيامبر خواسته شد كه ديگرى را بر ايشان بگمارد . در پى بىآن ، پيامبر - در حالى كه بيمارى بر او چيره شده بود - بر ايشان شد و در برابر آنها ، به سخنرانى پرداخت و ايشان را به خروج زير فرماندهى او بر انگيخت و همچنانكه چهره‌اش درهم شده و ناخشنودىاش هويدا بود به ايشان فرمود : به خدا سوگند كه شما آنچه امروز دربارهء فرماندهى او مىگوييد همان چيزى است كه پيش از آن دربارهء فرماندهى و