هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

215

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بيرون شد و زره چرمى خود را پر از ضمادهاى دارويى كرد و آنها را براى پيامبر آورد و سر و صورتش را از خونهايى كه بر اثر زخمهاى وارده جارى شده بود ، شستشو داد . « ابن اثير » روايت مىكند كه على ( ع ) مرتب آب مىآورد و زخمهاى پيامبر را شستشو مىداد ولى خون بند نمىآمد تا اينكه فاطمهء زهرا سر رسيد او را در آغوش گرفت و گريه كرد و به زخمهايش پرداخت تا اينكه خون بند آمد . « واقدى » آنچنان كه در شرح نهج البلاغه آمده مدعى است كه فاطمهء زهرا با گروهى از زنان مسلمان از مدينه خارج شد محمد بن سلمة با آنها بود و تعداد زنان به 14 مىرسيد در حالى كه روايت « مفيد » حكايت از آن دارد كه پيامبر وقتى به مدينه بازگشت فاطمهء زهرا كه ظرفى پر از آب بدست داشت ، از وى استقبال كرد و پيامبر صورت خود را شست . ظاهر اين روايت دلالت بر آن دارد كه فاطمه زهرا به اتفاق زنانى كه به قصد احد خارج شدند ، از مدينه بيرون نرفت . روايت اول درستتر به نظر مىرسد زيرا خبر شكست مسلمانان به مدينه رسيده بود و شايعهء كشته شدن پيامبر در مدينه شدت گرفت و بدون ترديد به گوش فاطمهء زهرا نيز رسيد او اخبار نبرد را دنبال مىكرد بعيد به نظر مىرسد كه خبر كشته شدن پدرش و عمويش حمزه را شنيده باشد و همراه زنان بيرون نيامده باشد تا شايد آنچه بر پدر ، همسر و ديگر مسلمانان وارد آمده ، باشد ولى بهر حال از آنجا كه هر دو جنبهء مسأله معقول و پذيرفتنى است ، مشكلى پيش نمىآيد . در هر صورت آنچنان كه در شرح نهج البلاغه به نقل از واقدى آمده على ( ع ) به تنهايى و علاوه بر كشتن بسيارى ، دوازده تن از جنگجويان سرسختى را كه به مبارزه‌اش رفتند ، به درك و اصل كرد . و هنگامى كه پيامبر پس از به خاك سپردن كشتگان ، بازگشت و على كه دستانش تا شانه به خون آغشته بود همراهش بود فاطمهء زهرا ذو الفقار را از او گرفت على ( ع ) به او گفت آن را بشوى كه امروز واقعا با من همراهى كرد . در برخى روايات آمده كه او اين ابيات را خواند : - اى فاطمه ! شمشير را كه شايستهء ملامت نيست مگر من آدم بزدل و فرومايه‌اى نيستم . - بجانم سوگند كه من در يارى رساندن به محمد و طاعت از خدايى كه از بندگانش آگاه است سنگ تمام گذاشتم . - خونهاى آغشتهء آن را بزداى كه اين شمشير جام مرگ به نوش بنى عبد الدار كرد .