هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
203
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در نيمهء ماه محرم ، حدود چهار ماه پس از نبرد بدر ، به اطلاع پيامبر رسيد كه گروهى از بنى سليم و غطفان در محلى متعلق به بنى سليم به نام « قرقرة الكدر » گرد آمده و قصد تصرف مدينه را دارند ؛ پيامبر به اتفاق حدود دويست تن از مهاجرين و انصار روانهء آنها شد و پرچم را به على ( ع ) سپرد . پيش از آنكه به آنها برسد فرار كردند و در دشت و بيابان و ميان تپهها پراكنده شدند پيامبر جز شتربانان ، كسى از ايشان را نيافت گلههايى كه همراه داشتند و شامل پانصد شتر مىشد به غنيمت گرفت . يك نيم از آن را برداشت و بقيه را ميان يارانش پخش كرد . اعراب ، اين گونه هر از گاهى در جاهاى مختلف گرد مىآمدند و براى تصرف مدينه نقشه مىريختند ولى پيامبر هميشه نقشههاى ايشان را خنثى مىكرد و آنها را سر جايشان مىنشاند . گاهى خود فرماندهى عمليات را به عهده مىگرفت و گاهى نيز خود در « مدينه » مىماند و ديگران را گسيل مىكرد . بيشتر وقتها ، پرچمدار نبرد على ( ع ) بود كه تا وقتى آنها را از هم نمىپراكند و احشامشان بدست نمىآورد ، بازنمىگشت . اوضاع به همين منوال بود تا اينكه شوال سال سوم هجرت يعنى حدود سى و دو ماه از هجرت محمد به مدينه گذشته بود و نبرد « احد » كه طى آن مسلمانان بر اثر بىتوجهى به فرمانهاى پيامبر و جدى نگرفتن نقشهاى كه او از ابتدا براى اين نبرد در نظر گرفته بود ، شكست سختى خوردند واقع گرديد .