هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

173

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

به پيروزى سست نمىشد و اعتمادش به خداوند از قريش و توطئه‌هاى او بسى قويتر بود ؛ قريش متوجه اين مطلب شده بود و خطراتى را كه در اندك سالهاى بعد و آنگاه كه موفق مىشد به يارانش در يثرب بپيوندد و يثرب را - كه اينك و به دنبال امضاى پيمانى كه شبانه و در عقبه دوم با اوس و خزرج بست - بسيارى از يارانش را پذيرا گشته - مبدل به پايتخت خود سازد ممكن بود از اين وضع ناشى شود ، برايش مجسم مىشد . قريش درك كرد كه اگر محمد از دست ايشان بيرون رود و به ياران تازه‌اش بپيوندد ، از خودشان نيرومندتر مىشود و ديگر جلودارش نخواهند بود بنابراين آماده آن گرديدند تا وى را پيش از آنكه دير شده باشد و كار از كار گذشته ، از سر راه بردارند به شرطى كه مسئوليت كشتن او را يك تن يا يك قبيله بر عهده نداشته باشد لذا بنا به آنچه مورخان نگاشته‌اند در « دار الندوة » گرد آمدند تا تصميم مناسب را در اين مورد اتخاذ كنند . بيشتر راويان اظهار داشته‌اند كه آنها به همين منظور در آنجا گرد آمدند و به تبادل نظر پرداختند و هر كس نظرى ابراز كرد و بنا به آنچه در تأليفات سيره و تاريخ روايت شده و ما در كتاب خود « سيرة المصطفى » از آن سخن گفتيم اظهار نظر نهايى متعلق به ابو جهل بن هشام بود . هنگامى كه مشركان ، گروه جوانان را از همهء قبايل برگزيدند و در مورد شبى كه حمله به وى - در حالى كه در رختخوابش خوابيده است - صورت گيرد به توافق رسيدند بنا به آيهء ذيل ، وحى بر وى نازل گرديد تا در جريان توافقى كه ميان قبايل مكه و هم‌پيمانانشان صورت گرفته ، قرار گيرد . « وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ - يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ » ( انفال - 30 ) ( ياد بياور آنگاه كه كافران مكرها كردند و سازها ساختند تا تو را به بند گيرند يا بكشند تا ترا از شهر بيرون كنند و در نهان با هم مىسازند و خداوند سازنده‌تر از همه سازندگان است ) . مكر خداوندى در آيه ، يعنى اينكه او سبحانه و تعالى با در جريان قرار دادن پيامبرش از تصميم آنها و فرمانش به بيرون شدن در آن شب و خواباندن على ( ع ) براى خنثى كردن توطئه آنها ، نقشه‌ى ايشان را نقش بر آب كرده است . پيامبر ، على را در جريان توافق قريش و نقشهء آنها براى ترور شبانه وى و در حالى كه در رختخوابش خوابيده است ، قرار داد . على ( ع ) به گريه افتاد ولى وقتى