هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
155
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
اليمان » و « ابن ابى شيبة » اسلام آوردنش در چهارده سالگى بوده است . « جاحظ » بر آن است كه او هفتساله بود كه اسلام آورد ، جاحظ به ادعاى خود اين نتيجهگيرى را از تفاوت روايتها و تناقض آنها دربارهء سن اسلام آوردنش به عمل آورده و آن را به زعم برخى محدثين ، ميانگين آنها دانسته است ؛ در حالى كه روايتهايى كه چنين ادعايى در آنها شده كمترين اشارهاى به چنين سنى ندارند و جز « جاحظ » كسى چنين نظرى ندارد لذا مورد حمله سختى از سوى برخى مورخين قرار گرفته و وى را به جهل و به تعبير « ابو جعفر الاسكافى » آنچنان كه در شرح نهج البلاغه آمده « 1 » به ستيز با حق ، متهم ساختهاند . الاسكافى در پاسخگويى به جاحظ و كسانى كه نظر وى را دارند مىگويد : كوچك و بزرگ و عالم و جاهل مىدانند كه على در دار الاسلام ( خانهء پيامبر ) به دنيا نيامد و پيامبر او را در سال قحطى و خشكسالى در حالى كه هشتساله بود نزد خود آورد و هفت سال را با وى گذراند . در اين فاصله نبوت و اسلام مطرح نبود و رسول خدا متدين به دين ابراهيم و حنيفى بود و از بت و بتپرستى اجتناب مىكرد و از مردم كناره مىگرفت ، على نيز از وى پيروى مىكرد و هنگامى كه به سن بلوغ رسيد و پيامبر مبعوث گرديد او را به آيين تازه دعوت كرد و او آگاهانه و با شناخت و نه كوركورانه همچون كودكان هفت هشتساله ، دعوتش را پاسخ گفت ؛ در برخى روايات آمده كه پيامبر دوشنبه روزى مبعوث شد و على فرداى آن روز ( سه شنبه ) با وى نماز خواند و روايات ديگرى دربارهء اسلام آوردنش وارد شده است ؛ به نظر مىرسد كه جاحظيها و پيروانشان از اين اعتقاد كه او به هنگام اسلام آوردن كودكى هفت تا دهساله بوده اين نتيجهگيرى را مىكنند كه اسلامش را خدشهدار سازند و وانمود كنند كه او به تقليد اين كار را كرده و اين عمل وى را در شمار كارهاى كودكانه آورند در حالى كه ديگران مثلا أبو بكر در سن بالا و با درك و شعور كامل و با اعتقاد و اطمينان اين كار را كردهاند . در هر صورت ، دشمنان اهل البيت پس از ناكامى در وجود نقص و ايرادى در تاريخ سرشار از قهرمانيها و فداكاريها و جهادش ، كوشش داشتهاند كه هر چند با اين شيوههاى مفسدهجويانه به مقصود خود نايل آيند . حتى اگر بپذيريم كه بنا به ادعاى آنها او در سن كودكى اسلام آورده هيچ كس
--> ( 1 ) نگاه كنيد به صفحات 264 و 265 از جلد سوم شرح نهج البلاغة .