هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

133

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

همان گونه كه گفتيم فدك در دست آنان ماند و هر گونه مىخواستند در آن تصرف كردند و هنگامى كه خلافت به على ( ع ) رسيد او همچنانكه در مورد اموال شخصىاش عمل كرد آن را نيز به سود مسلمانان ، مورد تصرف قرار داد و در دورهء معاويه به سه قسمت تقسيم شد يكى به مروان بن الحكم ، ديگرى به عمرو بن عثمان و سومى به يزيد بن معاويه رسيد كه بالاخره به دست مروان بن الحكم افتاد او آن را به فرزندش عبد العزيز بن مروان بخشيد و عبد العزيز نيز به فرزندش عمر بن عبد العزيز و هنگامى كه خلافت به اين يك رسيد فدك نخستين « ظلّامه‌اى » بود كه به علويها بازش گرداند و حسن بن الحسن را فراخواند و به دست او سپرد و در بيشتر روايات آمده كه او آن را به على بن الحسين ( ع ) سپرده كه در دستش بود و محصول آن را ميان علويها ، پخش مىكرد . پس از فوت عمر بن عبد العزيز ، يزيد بن عبد الملك آن را از علويها ستاند و در طول زمامداريش در دست مروانيها بود و وقتى كه خداوند بندگان خدا و مملكت را از ايشان نجات بخشيد و ابو العباس معروف به السفاح در رأس دولت اسلامى قرار گرفت دوباره آن را به علويها ، بازپس داد و بنا به آنچه در روايت شرح نهج البلاغه آمده عبد اللّه بن الحسن بن الحسن [ نوادهء امام حسن مجتبى ( ع ) ] ، آن را از او دريافت داشت و پس از قيام حسنيها عليه دولت عباسى ابو جعفر المنصور آن را از آنها گرفت و مهدى عباسى دوباره آن را بديشان بازگرداند و به هنگامى كه خلافت به موسى الهادى [ چهارمين خليفهء عباسى ] رسيد آن را از دست علويها خارج ساخت و تا پيش از بقدرت - رسيدن مأمون ، در دست آنها ( عباسيها ) بود . او نخستين كارى كه در آغاز جلوسش كرد اين بود كه پروندهء ستمهايى كه اسلافش مرتكب شده بودند ، ورق زده ، نگاهش به نخستين سند كه افتاد گريه‌اش گرفت و به ملازمش دستور داد ندا دهد كه وكيل فاطمهء زهرا كجاست ؟ پير مردى برخاست ؛ با او به مناظره نشست و پير مرد پاسخش مىداد آنگاه مأمون فرمان داد كه آن را به ايشان بازگرداند در اينجا بود كه دعبل الخزاعى قصيدهء خود را با اين مطلع سرود : - چهرهء زنان با بازگرداندن فدك به بنى هاشم خندان گرديد . و همچنان در دست علويها ماند و محصول آن را ميان خود تقسيم مىكردند تا اينكه عهد متوكل عباسى رسيد ، او آن را از ايشان بازپس گرفت و تسليم عبد اللّه بن - عمر بن البازيار كرد ، در فدك ، تعداد يازده اصله نخل بود كه پيامبر با دستان مبارك خويش آنها را كاشته بود و فاطميها به هنگامى كه در اختيارشان قرار داشت ميوهء آن را