هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
126
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
ميان شما هست و پيش از اين با شما عهد و قرارى به عمل آمده و بر حسب آن كسى كه بازمانده و تتمهاى از نبوت است به سرپرستى بر شما تعيين گرديده اين كتاب خداست كتاب ناطق و قرآن صادق نور فروزان و پرتو رخشان كه بيان آن بصيرتافزا و رازهايش خالى از ابهام و ظواهر آن متجلى و آشكار است پيروان آن مورد رشك مردم جهان شدهاند و تابعين خود را به بهشت رهنمون است و نيوشيدن سخنانش به نجات و رهايى مىانجاماند بواسطه همين قرآن است كه به حجتهاى نورانى خدا و به فرمانهاى تفسير - شده و نواميس در پرده و بيانهاى روشنگر و برهانهاى كافى مىتوان دست يافت . و ادامه داده گفت : خداوند ايمان را براى تطهير شما از لوث شرك قرار داد و نماز را براى آنكه از كبرتان وارهاند و زكات را براى پاك ساختن ارواح و نفوس و افزايش روزى و روزه را براى تثبيت اخلاص و حج را براى استحكام كاخ دين ، و همچنان به صحبت دربارهء بهرههايى است كه مسلمان از اصول و فروع دين مىبرد پرداخت تا بدانجا رسيد كه : شما را پيامبرى از ميان خودتان بيامد كه از رنجتان رنجور مىشد و در پرورش و ساخت و ساز شما ، سخت كوش و حريص و نسبت به مؤمنان رءوف و مهربان بود ، اگر نسبت او را بنگريد خواهيد يافت كه او پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عم من است نه مردان شما چه نسبت افتخارآميزى ! رسالت خود را با انذار و اعلام خطر آغاز كرد و راه خود را از پرتگاه مشركين بگردانيد بر سر آنان بكوفت و گلوگاهشان را بفشرد و با زبان حكمت و موعظت نيكو ، به راه خداوندشان دعوت كرد ، بتها را در هم فرو ريخت و سر سروران را منكوب ساخت تا آنجا كه جمعشان پراكنده گرديد و پشت به ميدان كرده بگريختند . صبح صادق از زير پردهء شب بدر آمد و چهرهء تابان حق نقاب بر گرفت ، حقيقت مطلق و حق محض جلوهگر شد زمامدار دين در سخن آمد و عربدههاى شياطين در گلو خاموش شد خار نفاق از سر راه بيكسو افتاد و گرههاى كور كفر و شقاق از هم بگشود تا آنگه كه همصدا با گروهى تابنده دل و تهى شكم به كلمه اخلاص لب بگشوديد در صورتى كه شما خود بر لب گودالى از آتش مزمزهء هر نوشنده و طعمه آدم خواران فرصت طلب و آتشگيرانه هر شتابنده و لگدكوب هر رونده بوديد آب آلوده از گودال جادهها مىنوشيديد و قوت از برگ درختان مىگرفتيد خوارى و پستى بر شما سايه افكنده بود . بيمناك آن بوديد كه مبادا شما را به چشم زدنى ، از ميانه بربايند . پس از اينها همه و همهء اينها خداوند شما را به دست پدرم محمد نجات بخشيد با آنكه او خود سخت مبتلى به ددان مردمى صورت و گرگان عرب و سركشان از