هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
123
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مورد چه بايد كرد أبو بكر گفت از رسول خدا شنيدم كه فرمود : ما پيامبران آنچه را كه به صدقه دادهايم ، به ارثش نمىگذاريم . المظفرى در « دلائل الصدق » مىگويد حديثى كه احمد در صفحه 13 جلد اول مسند خود به نقل از عمر بن الخطاب آورده كه مىگويد أبو بكر برايم گفته و او راست گفتار است كه از پيامبر شنيده كه مىفرمود ، پيامبر چيزى به ارث نمىگذارد و ارث او ميان مستمندان و نيازمندان پخش مىشود ، دليل بر آن است كه أبو بكر به تنهايى اين حديث را نقل كرده است و در ادامه مىگويد : ابن ابى الحديد در صفحه 85 از جلد چهارم شرح نهج البلاغه گفته است كه بيشتر روايات دلالت بر آن دارند كه اين حديث را جز او ، كسى روايت نكرده است همچنانكه بخش اعظم محدثين اين نكته را يادآور شدهاند تا جايى كه فقها در احتجاج بدين خبر ، بسنده كردن به روايت تنها يك صحابى را مطرح ساختهاند « 1 » . برخى ديگر از روايات بر آنند كه فدك و جز آن كه متعلق به پيامبر اكرم بوده است بنابه نظر سيوطى در « تاريخ الخلفاء » ، پس از وى از آن أبو بكر گرديد . « ابو داوود » در سنن خود و در باب صفاياى رسول خدا [ صفايا جمع صفى يعنى گزيدهء از غنيمت كه پيامبر ، امام يا رئيس براى خود بردارد . م ] از كتاب خراج به نقل از ابى طفيل آورده كه گفته است : فاطمهء زهرا به نزد ابو بكر آمده ارثش از پيامبر را طلب كرد . أبو بكر گفت : از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : خداوند متعال اگر چيزى نصيب پيامبرش گرداند متعلق به كسى مىشود كه جانشين وى مىگردد . همچنانكه در « كنز العمال » به نقل از احمد و ابى داوود و ابن حريز و البيهقى نيز اين حديث از أبو بكر روايت شده و مظفرى در « دلايل الصدق » مىگويد : ظاهر آن است كه خيبر اختصاص به آنها يافت و به چنگ آنها افتاد و گرنه از روايت بخارى ، مسلم و احمد چنين برداشت نمىشد كه عمر بن الخطاب و أبو بكر ، خيبر و فدك را به خود اختصاص دادند و گفتند كه اين دو ، صدقهء رسول خدا هستند و جزو حقوق وى بشمار مىروند و به او مربوط مىگردند و پس از وى نيز در اختيار ولى امر قرار مىگيرند و مىافزايد : اين نشاندهندهء آن است كه عمر و أبو بكر خيبر را جزو حقوق خويش و جانشينانشان در آورده و طعمهء خود تلقى كردند .
--> ( 1 ) نگاه كنيد به جلد 2 صفحه 32 از كتاب « دلايل الصّدق » مظفرى .