محمدرضا جبارى
466
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
همچون « ابو سهل نوبختى » يا « جعفر بن احمد بن متّيل » و غير آنها وجود داشتند ، و انتظار سران شيعه نيز انتخاب يكى از اين دستياران بود ، وى طبق امر ناحيه مقدّسه ، « ابو القاسم حسين بن روح نوبختى » را كه او هم از دستياران برجستهاش بود ، به عنوان جانشين خود به سران شيعه معرفى نمود . بنا به نقل شيخ صدوق و شيخ طوسى از « جعفر بن احمد بن متيل » ، در روزهاى واپسين عمر « ابو جعفر عمرى » « جعفر بن احمد بن متيل » بر بالين ابو جعفر و « حسين بن روح » پايين پاهاى وى نشسته بودند و به نقل و استماع حديث مشغول بودند كه ابو جعفر عمرى رو به « جعفر بن احمد » كرده و اظهار مىدارد : « من بدان مأمور شدهام كه ابو القاسم حسين بن روح را جانشين خود گردانم » ؛ وى گويد : به محض شنيدن اين سخن از كنار بالين ابو جعفر برخاسته و « حسين بن روح » را به جاى خود نشاندم و خود نزد پاهاى ابو جعفر نشستم ! اين صحنه را برخى از شيعيان همچون « علّوية الصفّار » و « حسين بن احمد بن ادريس » نيز مشاهده و نقل كردهاند . 3518712 خ 0 171 خ بنا به نقلى ديگر ، قبل از رحلت « ابو جعفر عمرى » ، جمعى از سران شيعه ، همچون : ابو على بن همام ، ابو عبد الله بن محمد كاتب ، ابو عبد الله باقطانى ، ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى ، ابو عبد الله بن وجناء و غير آنان از وجوه و اكابر شيعه ، به نزد وى رفته و درباره جانشينش پرسش مىكنند ؛ و او در پاسخ مىگويد : « اين ابو القاسم حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، قائم مقام من و سفير بين شما و صاحب الامر و وكيل و ثقة و امين است در امورتان ؛ به نزد وى مراجعه كرده و در مسايل مهم بر او اعتماد كنيد كه من مأمور به معرفى وى شدهام و آن را به شما ابلاغ كردم ! » 4518712 خ 0 172 خ « ابو جعفر عمرى » علاوه بر اين ابلاغهاى رسمى به سران شيعه درباره جانشينى ابن روح ، در موارد عديدهاى ضمن ارجاع مراجعان به نزد ابن روح ، زمينه لازم براى آشنايى شيعيان با وى را فراهم نمود ؛ براى نمونه ، « ابو جعفر محمد بن على اسود » كه همواره اموالى مربوط به موقوفات را به نزد سفير دوم برده و ضمن تحويل ، قبض و رسيد دريافت مىداشت ، دو يا سه سال پيش از وفات سفير دوم ، هنگامى كه طبق معمول ، اموالى را به نزد وى برد ، به او گفته شد كه آنها را به نزد ابن روح برده و تحويل دهد ! او نيز پس از تحويل ، از ابن روح طلب قبض و رسيد مىكند و ابن روح نيز ، طبق مصالحى ، از دادن رسيد امتناع مىورزد ! هنگامى كه وى بر اين امر اصرار مىكند ، ابن روح در اين باره