محمدرضا جبارى

432

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

باقر عليه السّلام نقل كرده كه : « إنّ عليّا باب فتحه الله فمن دخله كان مؤمنا و من خرج منه كان فى الطبقة الذين قال الله تبارك و تعالى : لى فيهم المشيئة » . 0208712 خ 0 41 خ تعابير ديگرى هم‌چون : « يا على انت باب الله » ؛ 1208712 خ 0 42 خ و « انت باب علمى » ؛ 2208712 خ 0 43 خ و « علىّ باب علمى » ؛ 3208712 خ 0 44 خ و « هو باب من ابواب الله » ؛ 4208712 خ 0 45 خ در روايات عديده‌اى وارد شده است . 7 . 3 . 2 . فضّة ، خادمة الزهرا عليها السّلام كفعمى از وى با عنوان باب صديقه كبرا عليها السّلام ياد كرده است و بنابر نقل نفحات الانس ، وى داراى كراماتى نيز بوده است ؛ كه البته به خاطر تفرّد اين كتاب در نقل برخى كرامات ، نمىتوان به آن اعتماد كرد . به هر حال ، با توجه به قرب زياد وى به حضرت صديقه كبرى ، و نقل كفعمى ، احتمال بابيّت وى براى آن حضرت ، به معنى محرم اسرار آن حضرت بودنش ، قوى است . در جريان ايثار و انفاق امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و حسنين عليهما السّلام كه منجر به نزول سوره « هل اتى » در شأن آنان شد ، فضه خادمه نيز در اين ايثار با آنان مشاركت داشت ؛ و روشن است كه اين مقام ، مقامى است بس عظيم ، كه اين چنين سوره‌اى در شأن وى نيز نازل شود . چنان‌كه رواياتى نيز حاكى از تبحّر وى در قرآن و فقه مىباشد . 5208712 خ 0 46 خ 7 . 3 . 3 . سلمان فارسى چنان‌كه گذشت ، به اتفاق منابع ، « سلمان فارسى » به عنوان « باب امير المؤمنين عليه السّلام » معرفى شده است . وى به عنوان اولين ركن از « اركان اربعه » از ميان صحابه ، شمرده شده است . ( اركان اربعه عبارتند از : سلمان ، ابوذر ، مقداد و عمار . ) در فضيلت و جلالت قدر وى همين بس كه امام باقر عليه السّلام فرمود : « نگوييد سلمان فارسى ، بلكه بگوييد سلمان محمّدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ! او فردى از ما اهل بيت است » . هم‌چنين از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه : « سلمان نيز همچون على عليه السّلام محدّث بود ، ولى از ناحيه امام ؛ زيرا از ناحيه خدا جز حجّت الهى محدّث نمىشود » ! و نيز از آن جناب نقل شده كه : « سلمان از متوسّمين بود ؛ و اسم اعظم مىدانست » . روايات متعددى درباره علم وى به امور پنهانى و اسرار ناگفته ، نقل شده است ؛ از جمله آن‌كه : به يكى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : « اى فلانى ! از آنچه ديشب در