محمدرضا جبارى

78

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )

بوده باشد ؛ سپس به جريان سفرش به سامرّا و دريافت لباس و پول از سوى ناحيه مقدسه اشاره مىكند . 8594712 خ 0 32 خ گرچه صدوق نام اين پدر و پسر را جزو آن دسته از ملاقات‌كنندگان با حضرت حجت عليه السّلام ذكر كرده كه وكيل نبوده‌اند ، و علاوه بر آنان از جعفرى و ابن الاعجمى و شمشاطى نيز نام مىبرد ؛ ولى همين امر دالّ بر حضور شيعه و به تبع آن ، سازمان وكالت در يمن است . 9594712 خ 0 33 خ بنابه نقل ديگر كلينى ، « جعفر بن ابراهيم » سرپرستى وكلاى يمن را در عصر غيبت صغرا به عهده داشته و شخصى به نام « على بن حسين يمانى » نقش رابط بين او و سفير را در بغداد ايفا مىكرده است . 0694712 خ 0 34 خ طبق اين نقل ، وى كه به عنوان فرستاده جعفر بن ابراهيم به بغداد آمده بود و قصد بازگشت به يمن را داشت ، در نامه‌اى براى خروج همراه قافله يمن ، از ناحيه مقدّسه اذن حركت مىطلبد كه طى توقيعى پاسخ چنين آمد : « همراه اين قافله حركت مكن ، چرا كه صلاح تو در آن نيست ، و در كوفه اقامت كن » ؛ و وقتى قافله حركت مىكند مورد تهاجم قبيله حنظله واقع مىشود . وى مجددا طى نامه‌اى ديگر ، براى سفر با كشتى از ناحيه مقدّسه طلب اذن مىكند كه باز موافقت نمىشود ؛ و بعدا وقتى درباره كشتىهايى كه در آن سال عازم سفر شده بودند تحقيق مىكند ، معلوم مىشود كه تماما مورد حمله گروهى هندى به نام « بوارح » قرار گرفته‌اند . وى سپس به سامرّا رفته و در حالى كه در مسجد مشغول نماز بوده ، خادمى وى را صدا زده و به سمت منزل فرامىخواند و به وى خبر مىدهد كه مىداند او فرستاده جعفر بن ابراهيم است ؛ و سرانجام پس از سه روز سكونت در آن‌جا شب هنگام در آن خانه موفق به زيارت حضرت حجت ( عج ) مىشود . مجموع اين جريانات ، حكايت از آن دارد كه وى در اين سفر به عنوان رابط وكيل مقيم در يمن با رهبرى سازمان در بغداد ، ايفاى نقش مىنموده است . همين جريان را صدوق نيز با تشابه تمام نقل كرده ، ولى به جاى نام على بن حسين از فردى به نام « على بن محمد شمشاطى » نام برده شده است . 1694712 خ 0 35 خ طبق آنچه كلينى و كشّى نقل كرده‌اند ، منطقه بحرين نيز از جمله مناطق شيعه‌نشين و مرتبط با ائمه عليهم السّلام بوده است . كشّى و كلينى ، هر دو ، روايتى را از « علباء اسدى » بدين مضمون آورده‌اند كه وى از جانب بنى اميّه به ولايت بحرين منصوب مىگردد و از اين ناحيه ، مالك هفتاد هزار دينار ( و بنابه نقل كلينى ، چهارصد هزار درهم ) و چهارپايان و