محمدرضا جبارى
68
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
سراغ طلحه و زبير فرستاد و به آنان فرمود : « قسم به خدا ، اين مال از آن من است و كسى را در آن حقى نيست . » و طلحه و زبير در حالى كه يقين به صدق كلام حضرت داشتند ، و نسبت به كثرت اموال ايشان در شگفت بودند از آنجا خارج شدند . وسايل الشيعه ، ج 3 ، ص 343 و بحار الانوار ، ج 41 ، ص 125 . در اينباره همچنين مىتوان به توكيل عقيل و عبد الله بن جعفر به وسيله امير المؤمنين عليه السّلام در مجلس ابو بكر ، عمر و عثمان اشاره كرد . مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 43 و ج 3 ، ص 257 . روشن است كه اين موارد ، مربوط به كارگزاران يا خدمه حضرت در امور شخصى يا احيانا حكومتى است و با مفهوم وكالت در پژوهش حاضر تفاوت دارد . درباره امام حسن مجتبى عليه السّلام نيز نقل شده كه مردى از حضرت چيزى طلب كرد و آن جناب نيز پس از ايراد سخنانى ، وكيلش را طلبيد و پس از محاسبه ما يحتاج و نفقات ، اضافه اموال را به آن مرد داد . مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 270 ، به نقل از كشف الغمّه ، ج 2 ، ص 558 .