محمدرضا جبارى
62
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
خمس تا زمان امام صادق عليه السّلام را به ضعف بنيه مالى شيعيان تعليل نمودهاند . علاوه بر اينكه شرايط سياسى نيز براى تشكيل اين سازمان مناسب نبود . با توجه به مجموع اين زمينهها مىتوان دريافت كه چرا در منابع رجالى هيچگونه تصريحى به وكالت كسى از اصحاب امام باقر عليه السّلام و امامان پيش از ايشان نشده است ؛ گرچه بنابر يك احتمال در عبارت شيخ طوسى در كتاب الغيبه ، حمران بن اعين مىتواند وكيل امام باقر عليه السّلام محسوب شود . 1254712 خ 0 4 خ از عصر امام صادق عليه السّلام به بعد ، با روى كار آمدن بنى عباس و درگيرىهاى آنان با بنى اميّه ، زمينههايى براى گسترش تشيع فراهم شد . اينكه تعداد محدثان و شاگردان روايتكننده از امام صادق عليه السّلام حدود چهار هزار نفر ذكر شده است ، مىتواند گوياى ميزان رشد كمّى شيعيان در اين عصر باشد . شرايط سياسى نيز در اواخر خلافت بنى اميه و اوايل دوره بنى العباس براى پايهريزى چنين تشكيلاتى مساعد بود . از اينرو ادعاى پىريزى مقدمات سازمان وكالت توسط امام صادق عليه السّلام ، ادعاى گزافى نخواهد بود . تنها كسى كه اشارهاى به اسامى تعدادى از وكلاى امام صادق عليه السّلام كرده ، شيخ طوسى در كتاب الغيبه است . 2254712 خ 0 5 خ وى پس از شروع در فصل مربوط به معرفى سفراى عصر غيبت ، ابتدا به معرفى وكلاى ممدوح و مذموم ائمه عليهم السّلام پيش از عصر غيبت پرداخته است و از جملهء وكلاى امام صادق عليه السّلام ، از حمران بن اعين ، مفضل بن عمر جعفى ، معلّى بن خنيس ، نصر بن قابوس لخمى و عبد الرحمن بن الحجاج نام برده است . شيخ درباره معلّى بن خنيس تعبير : « كان من قوّام ابى عبد اللّه عليه السّلام » و نسبت به نصر بن قابوس و عبد الرحمن بن الحجاج تعبير : « كان وكيلا لابى عبد اللّه عليه السّلام » را به كار برده است ؛ و نسبت به حمران بن اعين و مفضل بن عمر جعفى ، گرچه تصريح به وكالت ندارد ، ولى با توجه به عنوان فصل ، واضح است كه وى در صدد برشمارى وكلاى ممدوح ائمه عليهم السّلام است . براساس تصريح شيخ طوسى به وكالت اين پنج نفر براى امام صادق عليه السّلام جاى ترديد باقى نمىماند كه حداقل ، پىريزى سازمان وكالت مربوط به اين عصر است ؛ گرچه فعاليت و گسترش آن در اين عصر ، همچون عصر امام كاظم عليه السّلام نبوده است . در تأييد اين نكته ( شروع فعاليت سازمان وكالت در عصر امام صادق عليه السّلام ) مىتوان به جريان حسابرسى امام صادق عليه السّلام از يكى از وكلايش اشاره نمود كه حضرت وكيل خود را به