محمدرضا جبارى
35
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي )
ما در اين فصل ، معرفى و بررسى منابع اصلى اين پژوهش بود ، به همين مقدار بسنده كرده و از ذكر منابع مفيد ديگر كه در اين پژوهش به نحوى از آنها يارى گرفتهايم اجتناب مىكنيم . 3 . بررسى و توضيح واژههاى مربوط به وكالت امامان شيعه عليهم السّلام وكالت ، وكيل ، وكلا واژه وكالت ( به فتح و كسر واو ) مصدر فعل وكل يكل است . در ريشه لغوى اين واژه به نوعى ، معناى عجز از انجام مستقيم كار نهفته است ؛ مثلا وقتى گفته مىشود : رجل عاجز يكل أمره الى غيره و يتّكل عليه ، يعنى كسى كه به سبب عجز از انجام كار ، آن را به ديگرى مىسپارد ؛ و يا وقتى گفته مىشود : فرس واكل ، يعنى اسبى كه در دويدن نيازمند تازيانه است و كندروى دارد . واژه « وكيل » بر وزن فعيل و به معنى مفعول است ؛ يعنى موكول اليه الأمر ؛ و براى جمع و مؤنث نيز استعمال شده است : هم وكيل عن فلان ، و هى وكيل ؛ و جمع آن « وكلا » است . با توجه به معانى لغوى وكالت ، اگر در اصطلاح ، وكالت را به : « تعيين كسى براى انجام كارى از جانب ديگرى به موجب يك عقد و قرارداد » تعريف كردهاند ، متناسب با ريشه لغوى اين واژه است ؛ چرا كه موكّل خود از انجام كار ، مطلقا و يا به صورت مستقيم ، عاجز است ، از اينرو اقدام به تعيين وكيل مىكند تا كار را از جانب او انجام دهد . 7534712 خ 0 24 خ در منابع فقهى ، وكالت چنين تعريف شده است : « الوكالة هى تفويض أمر الى الغير ليعمل له حال حياته ، أو ارجاع تمشية أمر من الأمور اليه له حالها . . . ؛ 8534712 خ 0 25 خ وكالت عبارت است از واگذارى كارى يا ارجاع ساماندهى و پيشبرد امرى از امور به غير ، تا در زمان حيات موكّل انجام دهد . » در پژوهش حاضر ، در ميان واژههايى كه براى كارگزاران ائمه عليهم السّلام به كار مىرود بيشترين كاربرد متعلق به واژه وكالت و مشتقات آن ، همچون وكيل و وكلا است . با توجه به آنچه در تحليل معنا و ريشه لغوى وكالت گذشت ، اقدام امامان شيعه عليهم السّلام در تعيين كسانى به عنوان وكيل و نماينده آنان ، به جهت نيازى بوده كه آن حضرات به اين امر احساس كردهاند ؛ چرا كه ارتباط مستقيم امامان عليهم السّلام با شيعيان ، هم به لحاظ جهات امنيتى