الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسن اسلامى )

55

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي )

3 - محمّد بن حجر از ظلم و ستم عبد العزيز و يزيد بن عيسى به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - شكايت كرد . حضرت پاسخ داد : « به زودى از شر عبد العزيز رهايى خواهى يافت و با « يزيد » در پيشگاه خداوند متعال قرار خواهيد گرفت تا داورتان باشد » . چند روز بعد عبد العزيز هلاك شد اما يزيد محمّد بن حجر را كشت و بدين گونه در روز قيامت هر دو در برابر خداوند قرار خواهند گرفت تا پروردگار ميان آنها داورى كند « 1 » . 4 - ابو هاشم مىگويد : « از تنگناى زندان و سنگينى قيد و بند به امام حسن عسكرى شكايت كردم . ايشان به من نوشتند : نماز ظهر امروز را در خانه‌ات خواهى خواند . اين امر محقق شد و او همان روز از زندان رها شد و نماز را در منزلش گزارد » « 2 » . 5 - ابو هاشم مىگويد : « تنگدست بودم و مىخواستم مشكلم را با امام حسن عسكرى - عليه السّلام - در ميان بگذارم ليكن بر اثر شرم و حيا از آن كار خوددارى كردم و به سوى منزلم رفتم . همين‌كه بدانجا رسيدم حضرت برايم يكصد دينار همراه نامه‌اى فرستاد كه در آن آمده بود : اگر به چيزى نياز داشتى خجالت نكش و نترس كه هر چه دوست داشته باشى به دست مىآورى « 3 » » . 6 - ثقه و امين بزرگوار ابو هاشم جعفرى مىگويد : شنيدم امام حسن عسكرى - عليه السّلام - مىفرمود : « بهشت را درى است به نام « المعروف » كه تنها اهل نيكى و رسيدگى به

--> ( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 433 . ( 2 ) - اعلام الورى ، ص 372 . ( 3 ) - الثاقب في المناقب ، ص 241 نوشته محمّد بن على جرجانى از نسخه‌هاى خطى كتابخانه امير المؤمنين ( نجف اشرف ) شماره مسلسل 357 .