الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسن اسلامى )
41
حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي )
- آقاى من از اينكه شما را با اين حال ديدار كنم خجالت مىكشيدم . اندكى درنگ كرديم و سپس خارج شديم . غلام حضرت به دنبال ما آمد و به پدرم كيسهاى پول داد و گفت : اين پانصد درهم است ؛ دويست درهم براى پوشاك ، دويست درهم براى خوراك ( آرد ) و صد درهم براى مخارج . سپس كيسه ديگرى به من داد و گفت : اين سيصد درهم است ؛ صد درهم را براى الاغ خريدن خرج كن و صد درهم براى پوشاك و صد درهم براى مخارج . به سوى « جبل » نيز مرو بلكه به « سوراء » « 1 » روانه شو . محمّد نيز راه سوراء را پيش گرفت و در آنجا وضع مالى او خوب شده از توانگران علوى گشت » « 2 » . امام بدين گونه اين خانواده علوى را از بىچيزى و تهيدستى نجات داد و زندگى اقتصادى خوبى براى آنان فراهم كرد . يكى ديگر از نمونههاى سخاوت و بخشندگى امام را ابو هاشم جعفرى بدين گونه نقل مىكند : « در نامهاى به امام حسن عسكرى - عليه السّلام - از تنگى زندان و سختى كند و بند شكايت كردم . امام به من نوشت كه تو نماز ظهر امروز را در خانهات مىخوانى . هنگام ظهر از زندان آزاد شدم - و همانطور كه ايشان گفته بود - نماز ظهر را در خانهام خواندم ليكن همچنان تنگدست بودم پس نامهاى به ايشان نوشتم و از ايشان يارى خواستم همينكه به خانهام رسيدم ، يكصد دينار برايم فرستاد و در نامهاى به من نوشت كه اگر چيزى مىخواهى و خواستهاى دارى بدون خجالت و هراس آن را بخواه كه - ان شاء اللّه - به دست خواهى آورد » « 3 » .
--> ( 1 ) - سوراء : جايى كه گفته مىشود كنار بغداد است و خود بغداد نيز گفته شده است . معجم البلدان ، ط دار صادر ، ج 3 ، ص 278 - م . ( 2 ) - كشف الغمة ، ج 3 ، ص 200 . ( 3 ) - كشف الغمة ، ج 3 ، ص 202 .