سيد جعفر شهيدى
36
زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )
- ابو نيزر دست بهترين ظرف است . پسماندهء رطوبت آب را بر شكم خود ماليد و گفت : - آنكه شكم او وى را به آتش دوزخ برد ، از خدا بدور باد ! سپس كلنگى بگرفت و بر چشمه رفت و كلنگ را بر زمين ميزد و آب نمىآمد . پس از چشمه بيرون آمد و عرق را از پيشانى پاك كرد و دوباره به چشمه بازگشت و با كلنگ به زمين ميزد و همهمه ميكرد در اين حال آب چون گردن شتر سر زد على به شتاب بيرون آمد و گفت : خدا را گواه ميگيرم كه اين صدقه است . . . ( تا پايان داستان ) « 1 » اين شرح به نقل از همين مأخذ در معجم البلدان ذيل كلمهء عين أبى نيزر و نيز ذيل بغيبغه ، و در وفاء الوفا « 2 » باختصار و بدون ذكر سال حفر چشمه ، و در الاصابه ذيل ترجمهء ابو نيزر و نيز در كنى و القاب به نقل از مستدرك حاجى نورى و در قاموس الرجال « 3 » ديده مىشود . جملهاى كه در عبارت كامل و معجم البلدان جلب توجه مىكند اينست كه گويد وقف اين چشمه در سال دوم خلافت او بود « 4 » و در اين دو مأخذ و نيز در قاموس الرجال آمده است كه چون على عليه السلام از ابو نيزر خوردنى خواست وى پاسخ داد چيزى كه در خور امير المؤمنين باشد ندارم . پس مسلم است كه على عليه السلام اين چشمه را در خلافت خود وقف كرده است . با اينكه ميدانيم على عليه السلام در سال سى و ششم از حجاز به عراق رفت و نيز با مسلم بودن شهادت على عليه السلام در سال چهلم هجرى در كوفه ، اين سند را چگونه بپذيريم ، آيا على عليه السلام پىدرپى ميان حجاز و عراق در حركت بوده است و در سال دوم خلافتش هنگامى كه در مدينه بسر مىبرده اين مالها را وقف كرده است ؟ قطعا چنين فرضى پذيرفتنى نيست . اگر نوشتهء مبرّد درست باشد ، بايد گفت امير المؤمنين ( ع ) چشمه را در خلافت خود وقف كرده است اما نه در سال دوم خلافت ، زيرا گزارشهاى تفصيلى
--> ( 1 ) . كامل مبرد ص 153 - 154 به بعد ( از دوست دانشمند آقاى دكتر مهدوى دامغانى كه فتوكپى صفحات را در اختيارم نهادند سپاسگزارم ) ( 2 ) . ص 1271 ( 3 ) . ج 10 ص 205 ( 4 ) . لسنتين من خلافته