سيد جعفر شهيدى

31

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

هجرت بوده است ، جملهء « اقام مع جدّه » و يا « بقى مع جدّه » درست نمىنمايد و اگر مقصود از جمله را مطلق زيستن و هم عصر بودن معنى كنيم ، چنان كه خواهيم نوشت با جملهء « و كان مولده بالمدينه » سازوار نيست . بىگمان امام حسين بن على ( ع ) سال‌هاى سى و هفتم تا چهلم هجرى را در كوفه بسر برده است . طبرى در حوادث سال سى و هفتم در وصف يكى از نبردهاى صفين از گفتهء ابو مخنف و او باسناد خود از زيد بن وهب چنين نويسد : على به همراه فرزندان خود به ميسرهء لشكر رفت ، و من ميديدم كه تيرها از ميان گردن و شانهء او ميگذشت و هر يك از فرزندان وى خود را سپر او كرده بود . . . در اين گيرودار احمر كه مولاى ابو سفيان يا مولاى عثمان و يا يكى از بنى اميّه بود ، او را ديد و گفت سوگند به پروردگار كعبه ، خدا مرا بكشد اگر ترا نكشم يا تو مرا بكشى ، كيسان مولاى على برابر او رفت و او كيسان را كشت . على كه مراقب او بود دست در گريبان زرهء او افكند و او را كشيد ، سپس وى را بر گردن خود انداخت . و گويا مىبينم كه چسان دو پاى او بر گردن على آويزان بود . آنگاه او را بر زمين افكند ، چنان كه شانه و دو بازوى او شكسته شد . در اين وقت دو پسران على ( حسين و محمد ) بر او حمله بردند . . . « 1 » اين درگيرى چنان كه نوشتهء طبرى نشان ميدهد ، در صفر سال سى و هفتم رخ داده ، پس مسلما سيد الشهداء از آغاز اين سال با پدر خود در كوفه بوده است . و نيز در حوادث سال سى و هفتم آنجا كه گفتگوى عبد الله بن ربيعه را با امام على بن ابى طالب در باب آشتى نامه با معاويه مىنويسد ، از گفتهء على ( ع ) چنين آرد : فنظرت الى هذين ( يعنى الحسن و الحسين ) قد ابتدرانى « 2 » و اين اشارت نشانهء آنست كه هر دو فرزند او حسن و حسين در آن گفتگو حاضر بوده‌اند . و اما حاضر بودن حسين ( ع ) در كوفه بهنگام شهادت پدر بزرگوارش امرى است مسلم كه در اسناد ديده مىشود . حال چگونه ميتوان پذيرفت كه امام در كوفه بسر برد و زن او اين مدت را در مدينه اقامت داشته باشد ؟ شايد بخاطر همين استبعاد است كه بعضى تولد آن حضرت را سال

--> ( 1 ) . تاريخ ج 6 ص 3293 ( 2 ) . طبرى ج 6 ص 3364 - 3347