سيد جعفر شهيدى

13

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

و او را بهرهء آن مسلمان از مال فيء « 1 » قرار بده . عمر دختر را آزاد گذاشت . او بيامد و دست خود را بر سر حسين ( ع ) نهاد . امير المؤمنين پرسيد : - نام تو چيست ؟ گفت : - جهان شاه . امام فرمود : - نه . شهربانو « 2 » ! سپس به حسين گفت يا أبا عبد اللّه او بهترين روى زمين را براى تو خواهد زاد « 3 » . اما اين حديث با چنين سند و متن پذيرفتنى نيست ، يا لااقل در پذيرفتن آن ميتوان ترديد كرد . نيز قرينه‌هاى خارجى - چنان كه خواهيم نوشت - با آن سازش ندارد . نخست از جهت سند در حديث بنگريم . راوى حديث عمرو بن شمر است كه نجاشى و ابن غضائرى او را بسيار ضعيف دانسته‌اند . و صاحب مرآة العقول و وجيزه بر ضعف او تصريح كرده‌اند « 4 » . حديث از جهت متن نيز در خور بررسى است . بار ديگر در اين عبارت بنگريد . ( چون به مسجد درآمد مسجد به نور او روشن شد ) بايد پرسيد چرا مسجد روشن شد ؟ مشعلى براى او افروختند ؟ و يا او آفتابى يا ماهى بود ؟ مقام جاى مجازگوئى نيست كه بگوئيم اين عبارت چنانست كه بگويند « مجلس ما را به جمال خود نورانى كردى » اين گونه تعبيرها خاص عبارت‌هاى مصنوع است نه روايت . امام صادق ( ع ) در بيان اين حديث قصد عبارت‌پردازى و مديحه‌سرايى ندارد . براى همين است كه مجلسى چون با چنين غرابت لفظ در حديث ، روبرو شده عبارت را بدين گونه تفسير كرده است : « روشن شدن مجلس به دو ، يعنى مردمان بديدن

--> ( 1 ) . فيء بهره‌اى است كه مسلمانان از غنيمت‌هاى جنگى دريافت ميكردند سپس در طول تاريخ معنى ديگر نيز بدان داده‌اند . ( 2 ) . سيد عبد الرزاق مقرّم ، در كتابى كه بنام « امام على بن الحسين » نوشته چنين آرد : « شايد امير المؤمنين شاه زنان را » به شهربانو تبديل كرد تا اين زن در لقب با فاطمه ( ع ) شريك نگردد . چه فاطمه سيدة النساء است ! . ( ص 14 كتاب ) در دائرة المعارف مرحوم مصاحب آمده است « گفته‌اند سلمان فارسى مترجم گفته‌هاى دو طرف بود » معلوم نيست مأخذ اين اظهار نظر چيست . ( 3 ) . اصول كافى ج 1 ص 467 ( 4 ) . تنقيح المقال ج 2 ص 232