الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
97
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) سپس خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود : « و بيم ده خويشاوندان نزديك خود را » « 1 » . پيامبر ( ص ) فرزندزادگان هاشم را كه حدود چهل مرد بودند فرا خواندند و امير المؤمنين على ( ع ) هم همراهشان بود . براى آنان ران گوسپندى پخته و يك صاع گندم خمير و نان شد و هم كاسهيى شير فراهم گرديد . نخست با همين مقدار غذا و آشاميدنى از هر ده تن ، ده تن آنان پذيرايى شد و همگان خوردند و آشاميدند و از كنار سفره برخاستند . ميان اين گروه برخى بودند كه يك بره را مىخوردند و شانزده رطل شير مىآشاميدند . آنگاه پيامبر ( ص ) به ايشان فرمود : من به سوى مردم سپيد و سياه و سرخ ( همگان ) مبعوث شدهام و خداى عز و جل مرا فرمان داده است كه وابستگان نزديك خويش را پند دهم و بترسانم و من نمىتوانم بدون اينكه اقرار به وجود خداى يگانه كنيد و لا إله الا الله بگوييد براى شما بهرهيى را در پيشگاه خداوند تعهد كنم . ( 2 ) ابو لهب كه نفرين خدا بر او باد گفت : ما را براى اين موضوع فرا خوانده بودى ؟ و رفتند و پراكنده شدند و خداوند متعال سورهء تبت يدا ابى لهب و تب را نازل فرمود . « 2 » سپس پيامبر ( ص ) بار ديگر آنان را فرا خواند و چون بار نخست براى ايشان خوراك و آشاميدنى فراهم فرمود و سپس به آنان گفت : اى فرزندان عبد المطلب ! از من فرمانبردارى كنيد تا حاكمان و پادشاهان زمين شويد و خداوند هيچ پيامبرى را بر نينگيخته ، مگر آنكه براى او وصى و وزير و همچون برادرى قرار داده است . كداميك از شما برادر و وزير و وصى من و وارث و قاضى دين من خواهد بود ؟ امير المؤمنين كه از همگان از لحاظ سن كوچكتر بود ، گفت : اى رسول خدا ! من خواهم بود ، و بدين سبب على ( ع ) وصى اوست . « 3 » ( 3 ) و روايت شده است كه پيامبر ( ص ) چهل و پنج مرد از خويشاوندان خود را
--> ( 1 ) . آيهء 215 ، سورهء بيست و ششم ( شعراء ) ذيل همين آيه در تفاسير هم اين موضوع آمده است . مثلا رك . به : صفحهء 206 جلد 7 و 8 مجمع البيان طبرسى و صفحهء 366 جلد 8 تفسير ابو الفتوح رازى . م . ( 2 ) . ذيل همين سوره روايات مختلف در اين باره آمده است . رك . به ، تفسير تبيان شيخ طوسى ، صفحهء 426 ، جلد 10 ، چاپ نجف و صفحهء 559 ، جلد 9 و 10 . مجمع البيان طبرسى . م . ( 3 ) . دو روايت ديگر نظير اين به نقل از علل الشرائع صدوق ، صفحهء 67 و 68 ، در صفحهء 178 جلد 18 بحار الانوار آمده است . م .