الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
90
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
متعال هدهد را برانگيخت و همراه او سوهان تيزى بود و آن سنگ را چنان سوراخ كرد كه بر گردن عوج افتاد و او را بر زمين افكند . موسى ( ع ) در رسيد بلندى قامت موسى ده ذراع و بلندى چوبدستى او هم ده ذراع بود و موسى ( ع ) ده ذراع هم برجست ، با وجود اين چوبدستى او به پاشنهء پاى عوج رسيد و او را كشت . « 1 » ( 1 ) نوف مىگويد : چون موسى ( ع ) عوج را كشت جسدش در نيل افتاد و مدت يك سال لاشهاش پلى بود كه از آن عبور مىكردند و مساحتى كه به هنگام نشستن عوج زير او قرار مىگرفت به طول هشتصد ذراع شاهى در عرض چهار صد ذراع شاهى بود . « 2 » ( 2 ) وهب بن منبه مىگويد : « 3 » ذو القرنين به كوه قاف آمد كه محيط بر جهان و جنس آن زبرجد سبز است و رنگ سبز آسمان از آن است و بر اطراف آن كوههاى كوچكى است . ذو القرنين به آن كوه گفت : تو چيستى ؟ گفت : كوه قافم . پرسيد : اين كوههاى كوچك پيرامون تو چيست ؟ گفت : اينها عروق و رگههاى من است و هر گاه خداوند اراده مىفرمايد كه زمين را بلرزاند به من فرمان مىدهد و يكى از اين رگهها را حركت و تكان مىدهم و زمين به لرزه در مىآيد . ذو القرنين گفت : اى كوه به چيزى از عظمت خداوند به من خبر بده . گفت : شأن پروردگار ما چنان بزرگ است كه گمانها و صفات از بيان آن عاجزند . ذو القرنين گفت : به كوچكترين وصفى كه ممكن است خبر بده ، گفت : پشت سر من زمينى است به پهنا و درازاى پانصد سال راه . همهء آن پوشيده از سلسله كوههاى يخ است كه برخى فراز برخى قرار دارد و اگر آن نباشد من از گرماى دوزخ گداخته و ذوب مىشوم . گفت : بيشتر بگو . گفت : از پس آن هم زمين ديگرى آكنده از برف و تگرگ است كه انباشته و بر هم است كه اگر نمىبود من از گرماى جهنم گداخته و ذوب مىشدم . ذو القرنين گفت : بيشتر بگو . گفت : همانا جبريل ( ع ) در پيشگاه خداوند ايستاده است و دست و پايش مىلرزد و
--> ( 1 ) . اين گونه مطالب كه غالبا منشأ قصص اسرائيلى دارد در كتابهاى تفسير هم ديده مى - شود ، مثلا رك . به : صفحهء 144 جلد 4 تفسير ابو الفتوح رازى و به پيروى از آن به صفحهء 337 جلد 2 تفسير گازر . م . ( 2 ) . نوف بكالى : از راويان قرن اول هجرت و مقيم دمشق بوده ، پسر زن كعب الاحبار و درگذشتهء حدود نود و پنج هجرى است . رك . به : زركلى ، الاعلام ، صفحهء 31 ، جلد 9 . م . ( 3 ) . وهب بن منبه : از مورّخان و داستان پردازان قرن اول هجرت و اوايل قرن دوم ، درگذشتهء 114 قمرى و از تابعان است . رك . به : زركلى ، الاعلام ، صفحهء 150 ، جلد 9 . م .