الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
748
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
اى رسول خدا ! من پيرى فرتوت شدهام و ناتوان گرديدهام و نمىتوانم نماز و روزه و حج مستحبى و جهاد انجام دهم . اكنون سخنى به من بياموزيد كه خدايم به من بهره رساند و اى رسول خدا ! بر من تخفيف بده ! پيامبر فرمودند : همين سخن خود را تكرار كن و او سه بار تكرار كرد و پيامبر فرمودند : هر سنگ و كلوخ و درخت و گياهى كه اطراف تو است ، از رحمت بر تو گريست . اكنون ، چون نماز صبح خود را مىگزارى ، ده بار بگو « سبحان اللَّه العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم » كه خداوند متعال با اين تسبيح تو را از كورى و ديوانگى و جذام و تنگدستى و شكستگى عافيت مىبخشد . آن مرد گفت : اى رسول خدا ! اين براى امور دنيايى است ، براى امور آخرت چه كنم ؟ فرمودند : پس از هر نماز بگو « پروردگارا ! به لطف خود هدايتم كن و از رحمت خود بر من فرو ريز و از بركتهاى خود بر من فرو فرست . ) آن مرد در حالى كه با انگشتان دست خود مىشمرد كه ده بار به راه افتاد ، مردى به ابن عباس گفت : مىبينى كه اين دايى تو چگونه محكم اين اذكار را مىشمرد ؟ پيامبر ( ص ) كه اين سخن او را شنيدند ، فرمودند : همانا اگر اين اذكار را عمدا ترك نكند و تا هنگام مرگ رعايت كند ، هشت در بهشت براى او گشوده مىشود كه از هر كدام كه بخواهد وارد شود . « 1 » ( 1 ) پيامبر ( ص ) فرمودهاند : خوشا به حال كسى كه عمرش طولانى و كردارش ، پسنديده باشد و در حالى كه خدايش از او راضى باشد ، به جهان ديگر برود و بدا به كسى كه عمرش دراز و كردارش ناپسند و در حالى كه خدايش از او راضى نباشد ، به جهان ديگر برود . و فرمودهاند هر كس در باقيماندهء عمر خويش نكوكارى كند ، به گناهان گذشتهاش گرفته نمىشود و كسى كه در باقيماندهء عمر خود بدكارى كند ، به تمام گناهان خويش گرفته مىشود . « 2 » ( 2 ) امام صادق فرموده است ، مرد عربى به حضور پيامبر آمد و آن حضرت در حالى كه ردايى بلند پوشيده بودند ، آمدند . آن مرد گفت : همچون جوانمردان پيش من آمديد . فرمودند : آرى ، كه من جوانمرد و پسر جوانمرد و برادر جوانمردم . آن مرد گفت : در اينكه خود جوانمردى ترديد نيست ، ولى چگونه پسر جوانمرد و برادر جوانمرد هستيد ؟ فرمودند : مگر گفتار خداوند را در مورد ابراهيم نشنيدهاى كه فرموده است « گفتند شنيديم جوانمردى بنام ابراهيم آنان ( بتها ) را به زشتى ياد مىكرد . » و من پسر و از نسل ابراهيم هستم و روز جنگ احد سروشى از آسمان بانگ برداشت كه
--> ( 1 ) . امالى صدوق ، ص 57 . م . ( 2 ) . امالى صدوق ، ص 57 . م .