الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
744
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، عافيت ، نعمتى پوشيده است كه چون موجود است ، ارزش آن به فراموشى سپرده مىشود و هر گاه از دست مىرود ، آن را ياد مىكنند و عافيت ، نعمتى است كه نمىتوان شكر آن را گزارد . « 1 » ( 2 ) امام باقر ( ع ) فرموده است ، اى فلان ! با توانگران همنشينى مكن ، زيرا بنده ، هنگامى كه با آنان همنشينى مىكند ، نخست چنين مىپندارد كه خداوند بر خود او نعمتهايى ارزانى داشته است و همين كه از مجلس آنان برمىخيزد ، چنين مىپندارد كه خداى متعال را بر او نعمتى نيست . « 2 » ( 3 ) پيامبر ( ص ) فرمودهاند : هر كس فردى يهودى يا مسيحى يا زرتشتى يا كسى را كه بر آيين اسلام نيست ، ببيند و بگويد سپاس خداوندى را كه مرا با آيين اسلام و اعتقاد به قرآن و پيامبرى محمد ( ص ) و امامت على ( ع ) و اخوت مؤمنان و قبله بودن كعبه بر تو برترى بخشيده است ، خداوند هرگز ميان او و آن فرد را در دوزخ جمع نمىفرمايد . « 3 » ( 4 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، هر كس بيمار و گرفتار و كسى را كه اندامى از اندامهايش قطع شده است ، ببيند و سه بار بدون اينكه آن شخص بشنود ، بگويد سپاس خداوندى را كه مرا از گرفتارى تو مصون داشته است و اگر مىخواست من هم گرفتار مىشدم ، هرگز آن بلا و گرفتارى به او نخواهد رسيد . « 4 » ( 5 ) پيامبر فرمودهاند : چون مؤمن عطسه زند و به سبب بيمارى يا هر سبب ديگر سكوت كند ، فرشتگان از سوى او مىگويند : سپاس و ستايش پروردگار جهانيان را و اگر خودش بگويد سپاس خدا را ، فرشتگان در پاسخش مىگويند ، خدايت بيامرزاد . « 5 » ( 6 ) امام صادق فرموده است ، خداى عز و جل ، به گروهى نعمتها ارزانى مىدارد كه سپاسگزارى نمىكنند و مبدل به گرفتارى مىشود و گروهى را به اندوهها گرفتار مىسازد و شكيبايى مىكنند و آن مصيبتها و اندوهها بر ايشان نعمت مىشود . « 6 »
--> ( 1 ) . در امالى صدوق ، ص 229 ، چاپ آقاى كمرهيى ، با ذكر سلسله سند از قول امام صادق ( ع ) آمده است . م . ( 2 ) . به نقل از امالى صدوق ، ص 153 ، در بحار الانوار ، ص 194 ، ج 74 ، آمده است . م . ( 3 ) . امالى ، صدوق ، ص 267 ، چاپ آقاى كمرهيى . م . ( 4 ) . به نقل از كافى ، ص 97 ، ج 2 ، با اندك اختلافى ، در بحار الانوار ، ص 24 ، ج 71 ، آمده است . م . ( 5 ) . به نقل از كافى ، در محجة البيضاء ، ص 397 ، ج 3 ، آمده است . م . ( 6 ) . امالى ، صدوق ، ص 182 . م .