الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
72
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
از آنكه پيشى وجود داشته باشد بوده است و پس از هر چيز هم هست و هيچ غايت و پايانى براى او نيست . پايان و نهايت از او منقطع است و او منتهاى هر انتهايى است . « 1 » ( 1 ) امام رضا فرموده است : هر كس خداوند را به آفريدههاى او تشبيه كند مشرك است و هر كس او را به داشتن مكان توصيف كند كافر است و هر كس چيزى را كه از آن نهى شده به او نسبت دهد دروغگوست و سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « به تحقيق كه افتراى دروغ مىزنند كسانى كه به آيات خداوند ايمان نياوردهاند ، و آنان هم - ايشان دروغگويانند . » « 2 » ( 2 ) شريح بن هانى « 3 » روايت مىكند كه مرد عربى روز جنگ جمل برخاست و پرسيد : اى امير المؤمنين ! آيا مىگويى و معتقدى كه خداوند يگانه است ؟ گويد مردم به او اعتراض كردند و گفتند : اى مرد عرب ! مگر نمىبينى كه امير المؤمنين چقدر دل مشغول است ؟ امير المؤمنين ( ع ) فرمود : آزادش بگذاريد زيرا همان چيزى را كه اين عرب مىخواهد ، ما از اين قوم مىخواهيم . آنگاه فرمود : اى مرد ! اعتقاد به اينكه خداوند يكى و يگانه است چهار گونه است . دو گونهء آن در مورد خداوند متعال جايز نيست و دو گونهء آن در خداوند ثابت است . دو گونهيى كه جايز نيست اين است كه كسى بگويد خداوند يكى است و از آن عدد را در نظر داشته باشد كه اين كفر است . مگر نمىدانى كه خداوند كسانى را كه معتقد باشند او سومى از سومهاست تكفير فرموده است و ديگر اينكه كسى بگويد او همچون يكى از مردم است و از آن ارادهء نوع و جنس كند ، اين هم جايز نيست زيرا تشبيه است و خداوند ما از اين گفتار برتر و فراتر است . اما دو گونهيى كه رواست و مىتوان به آن اعتقاد داشت اين است كه بگويد يكى كه نظير آن در اشياء نيست . آرى ، پروردگار ما همين گونه است . ديگر آنكه كسى معتقد باشد كه خداوند در معنى يگانه است به اين معنى كه در او وجود او عقل و وهم بدان گونه كه در خلق قابل تقسيم است نيست ، پروردگار ما همين گونه
--> ( 1 ) . با سلسلهء اسناد در صفحهء 174 توحيد صدوق آمده است . م . ( 2 ) . بخشى از اين حديث در صفحهء 114 جلد اول عيون اخبار الرضا ، صدوق ( رضي الله عنه ) ، چاپ قم ، 1377 قمرى آمده است . م . ( 3 ) . شريح بن هانى : از سرداران شجاع امير المؤمنين على ( ع ) و از فرماندهان جنگ جمل ، در سال 78 قمرى در جنگهاى ناحيهء سيستان كشته شد . رك . به : زركلى ، الاعلام ، ص 237 ، ج 3 . م .