الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
672
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
باشد شاد مىشود ، در آنچه در دست خداوند است بيشتر اعتماد كند تا آنچه كه در اختيار اوست . « 1 » ( 1 ) و گفته شده است ، حقيقت توكل ، اعتماد بر خداوند است . ( 2 ) و گفته شده است ، توكل اين است كه بدانى عمل تو را كسى جز تو انجام نمىدهد و تو سرگرم به آنى و اينكه بدانى مرگ ناگهانى به سوى تو مىآيد و تو خود به آن پيشى مىگيرى و بدانى كه خداوند تو را در همه حال بىنياز مىفرمايد . ( 3 ) و گفته شده است ، توكل ، پناه بردن به خداوند است « 2 » و گفته شده است ، دلبستگى به خداوند است . و نيز گفتهاند ، آن كس كه با نيت صادق به خداوند توكل كند ، همانا پادشاهان و فروتر از ايشان به او نيازمند مىشوند و چگونه ممكن است او نيازمند گردد و حال آنكه مولاى او ، بىنياز ستوده است . ( 4 ) پيامبر ( ص ) فرمودهاند : خداوند به حكمت و جلال خويش ، آسايش و گشايش را در رضا و يقين قرار داده است و اندوه دشوارى را در شك و خشم قرار داده است . ( 5 ) ابو ذر ( رضي الله عنه ) گفته است ، اندوه فردايى كه هنوز به آن نرسيدهام مرا مىكشد . ( 6 ) و گفته شده است ، هر گاه تو خود از خداوند خشنود نباشى ، چگونه از او مىخواهى كه از تو خشنود شود . ( 7 ) نابغهء ذبيانى « 3 » در دورهء جاهلى چنين سروده است : « من چنان نيستم كه براى فردا خوراكى نگه دارم و اندوخته كنم . فردا هم از اندوختن خوراك براى پس فردا بايد پرهيز كرد . » ( 8 ) محمد بن حاتم « 4 » چنين سروده است . « مردم را مال است و من دو مال دارم كه آنان ندارند ، در همان حال كه مردم ثروتمند با اسبها ( سواران ) خود را پاسدارى مىكنند ، مال من خشنودى به آن چيزى است كه مالك آنم و مال ديگر من نوميدى از آن چيزى
--> ( 1 ) . در احياء علوم الدين ، غزالى ، ص 2484 ، چاپ دار الشعب مصر ، آمده است . م . ( 2 ) . مصباح الهداية ، عز الدين محمود كاشى ، ص 396 . م . ( 3 ) . زياد بن معاويه كه بيشتر به نابغهء ذبيانى معروف است ، از شاعران بزرگ دورهء جاهلى و درگذشتهء حدود هيجده سال قبل از هجرت است . شرح حال و اشعار او در منابع مختلف و از جمله در الشعر و الشعراء ، ابن قتيبه ، صفحات 92 تا 107 جلد 1 ، چاپ 1969 ميلادى ، بيروت ، آمده است . م . ( 4 ) . محمد بن حاتم مرورودى از حافظان مشهور حديث خراسان در قرن سوم هجرى است . براى اطلاع از شرح حالش به تذكرة الحفاظ ، ص 38 ، ج 2 ، مراجعه شود . م .