الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

618

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : خداوند در عقوبت گناهان براى گنهكاران در دنيا در هيچ مورد چنان شتابى ندارد كه در مورد ستم و بريدن پيوند خويشاوندى ، و اين همراه با عقوبتى است كه براى آخرت او اندوخته مىشود . ( 2 ) و همان حضرت فرموده‌اند : هر كس دوست مىدارد كه خداوند در روزى او گشايش دهد و مرگش را به تأخير اندازد ، حتما رعايت پيوند خويشاوندى كند . « 1 » ( 3 ) و نيز فرموده‌اند : هر كس براى من يك چيز را عهده‌دار شود ، من براى او چهار چيز را ضمانت مىكنم ، او رعايت پيوند خويشاوندى كند ، تا خاندانش او را دوست بدارند و روزىاش فراخ شود و بر عمرش افزوده گردد و خدايش او را به بهشتى كه وعده فرموده است ، درآورد . « 2 » ( 4 ) و فرموده است ، آيا مىدانيد حق همسايه چيست ؟ شما از حق همسايه جز اندكى را نمىدانيد ، همانا كسى كه همسايه‌اش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخيز ايمان نياورده است . چون همسايه وام بخواهد ، بايد به او وام داد و چون خيرى به او رسد ، بايد شادباش بگويدش و چون اندوه و مصيبتى به او رسد ، بايد او را تسليت دهد و نبايد ساختمان خانهء خود را از خانهء همسايه چندان بلندتر بسازد كه مانع از وزش نسيم گردد ، مگر به اجازه او و چون ميوهء نوبر بخرد ، بايد براى همسايه بفرستد و اگر به او هديه نمىكند بايد آن ميوه را پوشيده به خانهء خود برد و نبايد اجازه دهد كودكانش آن ميوه را آشكارا مصرف كنند كه اشتهاى كودكان همسايه تحريك ، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند : همسايگان سه نوعند : برخى از آنان سه حق دارند ، حق اسلام و حق همسايگى و حق نزديك بودن . برخى از آنان دو حق دارند ، حق اسلام و حق همسايگى . ( در مورد همسايگان دور تر ) و برخى يك حق دارند و آن همسايهء كافر است كه فقط حق همسايگى براى او محفوظ است . « 3 » ( 5 ) و فرموده است ، آن كس كه سير باشد و همسايه‌اش كنار او گرسنه بماند از مؤمنان نيست . « 4 »

--> ( 1 ) . به نقل از خصال ، ص 18 ، ج 1 ، در بحار الانوار ، ص 89 ، ج 74 ، آمده است . م . ( 2 ) . با اندك تفاوت و به صورت صحيح‌ترى كه به جاى « خاندانش » ، خداوندش مىباشد ، در عيون اخبار الرضا ، ص 37 ، ج 2 ، آمده است . م . ( 3 ) . در مشكاة الانوار طبرسى ، ص 213 هم از همين كتاب آمده است . م . ( 4 ) . نظير اين در امالى شيخ طوسى ، ص 134 ، ج 2 ، آمده است . م .