الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
586
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
سپاسگزار باش و هيچ نيرويى جز به لطف خداوند نيست . « 1 » ( 1 ) امام صادق فرموده است ، در حالى كه موسى بن عمران ( ع ) با خداوند متعال مناجات مىكرد ، مردى را در سايهء عرش خدا ديد . عرضه داشت : پروردگارا ! اين كيست كه عرش تو بر او سايه افكنده است ؟ فرمود : اين نسبت به پدر و مادرش مهربان و نكوكار بود و سخن چينى نمىكرد . « 2 » ( 2 ) پيامبر ( ص ) فرمودهاند : در خواب كسى را ديدم كه فرشتهء مرگ براى گرفتن جانش آمد و نيكى كردن و مهربانى به پدر و مادر آمدند و او را از آن شخص باز داشتند . « 3 » ( 3 ) و همان حضرت فرمودهاند : خداى رحمت فرمايد هر كس كه پدرش را بر نيكى كردن يارى دهد ، خداى رحمت فرمايد هر كس كه فرزندش را بر نيكى كردنش يارى دهد ، خداوند رحمت فرمايد همسايه و دوستى را كه همسايه و دوست و معاشر خود را بر كار نيك يارى دهد و خداى رحمت فرمايد هر كس كه پادشاه خود را بر نيكى كردن يارى دهد . « 4 » ( 4 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، هر كس دوست مىدارد كه خداوند دشوارىهاى مرگ را بر او تخفيف دهد ، نسبت به خويشاوندان نزديك خود بسيار رعايت پيوند خويشاوندى كند و نسبت به پدر و مادرش مهربان و نيك رفتار باشد و اگر چنين بود ، خداوند متعال سكرات مرگ را بر او آسان مىفرمايد و هرگز در زندگى فقير نمىشود . « 5 » ( 5 ) از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه مردى به حضور رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا من در مورد جهاد بسيار با نشاط و راغبم . فرمودند : در اين صورت در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى زنده خواهى بود و در پيشگاه خداوند روزى داده مىشوى و اگر در آن راه بميرى ، پاداش تو بر عهدهء پروردگار است و
--> ( 1 ) . در رسالهء حقوق حضرت سجاد كه در منابع پيش از قرن پنجم تأليف شده از جمله تحف العقول ابن شعبه ، آمده است . صفحات 183 تا 192 تحف العقول ، چاپ 1394 قمرى ، قم . م . ( 2 ) . در صفحات 108 و 183 كتاب امالى صدوق ( رضي الله عنه ) و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 65 ، ج 74 ، چاپ جديد ، آمده است . م . ( 3 ) . در صفحات 108 و 183 كتاب امالى صدوق ( رضي الله عنه ) و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 65 ، ج 74 ، چاپ جديد ، آمده است . م . ( 4 ) . ضمن حديث مفصلى در صفحهء 112 كتاب فضائل الاشهر الثلاثهء صدوق ، چاپ استاد محترم آقاى ميرزا غلامرضا عرفانيان ، نجف ، 1396 ق . آمده است . م . ( 5 ) . امالى ، طوسى ، ص 46 ، ج 2 و امالى ، صدوق ، ص 234 . م .