الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
529
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
بندهيى را دوست نداشته باشد دعاى او را سريع برمىآورد يا آنكه نوميدى در دل او مىاندازد . سپس به عابد فرمود : دعاى تو چيست ؟ گفت : روزى گله گوسفندى همراه جوانى كه داراى زلف بود از كنار من گذشت . گفتم : اى جوان اين گله از كيست ؟ گفت : از ابراهيم خليل الرحمن است . گفتم : پروردگارا اگر تو را در زمين خليلى است او را به من نشان بده . ابراهيم ( ع ) فرمود : دعايت برآورده شد كه من ابراهيم خليلم . آن دو يك ديگر را در آغوش كشيدند و دست دادند و چون خداوند پيامبر خود محمد ( ص ) را مبعوث فرمود ، سنت مصافحه ( دست دادن ) را مقرر فرمود . ( 1 ) روايت شده است كه على بن حسين سجاد ( ع ) سرور عابدان اين دعا را مىخواند : پروردگارا ! سوگند به جلال و عزت تو كه اگر از آن هنگام و آغاز روزگار كه سرشت مرا آفريدى تا جاودانگى ابدى تو در خدايى ، تو را با تمام وجودم و در هر چشم بر هم زدنى به اندازه حمد و ستايش همهء بندگان عبادت كنم ، در اداى شكر پوشيدهترين نعمتى كه بر من ارزانى فرمودهاى ناتوانم و اگر همهء معادن آهن جهان را با دندانهاى خويش ريز ريز بيرون آورم و با پلكهاى چشم خويش همهء زمين را شخم زنم با وجود آن مرا به اندازه عذاب همهء مردم معذب كنى و جسم و جان مرا در دوزخ افكنى و جهنم را از من انباشته كنى تا آنجا كه در آتش ، كسى جز من معذب نباشد و جز من كس ديگرى آتشگيره دوزخ نباشد ، در قبال عقوبتى كه مستوجب آن هستم بسيار اندك است . ( 2 ) شاعر چنين سروده است : پروردگارا تو خود فرمودهاى مرا بخوانيد تا دعاى شما را برآورم و وعده تو راست است و در آن هيچ ترديد نيست ، و اكنون من تو را فرا مىخوانم ، بر من عفو عنايت كن كه مرا آرزويى جز عفو پسنديده تو نيست . ( 3 ) و گفته شده است : پروردگارا تو جبار آسمان و شايسته به ستايشها و سپاسهايى ، من به نادانى گناه كردم ، از من درگذر كه عفو تو از بندگانت از تو دور نيست . و گفته شده است : پروردگارا چه بسيار گناهان را بر من پوشيده داشتى كه قبح آن گناهان از همهء گناهان افزون بوده است . شگفت نيست كه تو از دير باز بخشندهء بزرگوار و پوشانندهء