الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
434
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
نشانه قرار داد و همچنان كه به يحيى ( ع ) در كودكى حكمت آموخت ، به او هم حكمت عنايت داشت و او را در كودكى امام قرار داد ، همچنان كه عيسى بن مريم ( ع ) را در گهواره نبوت بخشيد و نام مادرش را ريحانه ، نرجس ، صيقل و سوسن نقل كردهاند . ( 1 ) و روايت شده است كه روز جمعه هشتم شوال سال دويست و پنجاه و هفت ، يعنى دو سال و هفت ماه پيش از رحلت پدرش متولد شده است و همان روايت اول مورد اعتماد است . نخست عثمان بن سعيد نايب آن حضرت بود و چون عثمان درگذشت پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان آن كار را بر عهده گرفت و پس از خود به ابو القاسم حسين بن روح وصيت كرد و ابو القاسم حسين بن روح به ابو الحسن على بن محمد سمرى وصيت كرد و چون مرگ على بن محمد سمرى فرا رسيد ، پرسيد كه آيا به كسى وصيت كند ؟ و فرمود : خداوند فرمان خود را اجرا خواهد فرمود ، و مهدى ( ع ) منتظر ظهور دولت حق خويش خواهد بود . ( 2 ) ولادت و امور مربوط به آن حضرت به سبب فشار و دشوارى روزگار و اينكه پادشاه آن زمان به شدت در جستجوى ايشان بود و در آن راه تلاش مىكرد پوشيده ماند و چون موضوع انتظار شيعه براى ظهور حضرت مهدى بسيار شايع و معروف بود ، پدر بزرگوارش در زندگى خود آن موضوع را آشكار نفرمود و جمهور مردم پس از رحلت حضرت امام حسن عسكرى هم از اين موضوع چندان آگاه نشدند و به همين سبب جعفر پسر امام هادى ( ع ) ميراث برادرش امام حسن عسكرى را تصرف كرد و در مورد حبس و زير نظر گرفتن همسران و كنيزان برادر سخن چينى كرد و بر شيعيان برادر در مورد انتظار ايشان براى ظهور پسر برادرش اعتراض مىكرد كه چرا معتقد به ظهور و امامت اويند و بدين گونه شيعيان را ترسان و پراكنده كرد و بر آنان دورهء بسيار سختى گذشت و گرفتار پند و زندان و تهديد و خوارى و زبونى شدند و خوشبختانه حكومت چندان هم بر ايشان دست نيافت . جعفر هم به ظاهر ميراث برادر خود را تصرف كرد و تلاش كرد در نظر شيعيان مقام برادر خويش را به دست آورد و هيچ يك از آنان اين ادعاى او را نپذيرفتند و اعتقادى به او پيدا نكردند . ناچار جعفر به سلطان وقت متوسل شد و از او خواست كه رتبت و منزلت برادرش را به او دهد و متعهد شد در اين مورد اموال بسيار پرداخت خواهد كرد و به هر وسيلهيى كه گمان مىكرد سود بخش باشد دست زد و هيچ سودى نبرد و ما بدين گونه تاكنون اندكى از اخبار و آثار را در بارهء شرح حال ائمهء اطهار و آنچه