الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
409
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
آنان را هم به خانهء ابن الرضا ( ع ) فرستاد و دستور داد شب و روز در خانهء او باشند و آنان تا هنگامى كه ابن الرضا رحلت فرمود آنجا بودند و چون خبر رحلت آن بزرگوار منتشر شد ، شهر سامرا يك پارچه شيون و فرياد شد و بازارها همه تعطيل شد و بنى هاشم و فرماندهان نظامى و همهء مردم در تشييع جنازه حاضر شدند و سامرا چون قيامت شد ، و چون از تشييع فارغ شدند خليفه به ابو عيسى پسر متوكل دستور داد بر جنازه نماز گزارد . ابو عيسى آمد و كفن از چهرهء ابن الرضا گشود و آن را به بنى هاشم اعم از علويان و عباسيان نشان داد و گفت فرماندهان و دبيران و قاضيان و اشخاص معروف به عدالت هم آمدند و آنگاه گفت : اين حسن بن على بن محمد بن - الرضا است كه به مرگ طبيعى در بستر خود درگذشته است و از خدمتگزاران و اشخاص مورد اعتماد خليفه و از قاضيان و از پزشكان فلان اشخاص به هنگام مرگ او حضور داشتهاند . سپس چهره را پوشاند و نماز گزارد و دستور دفن داد . پس از مراسم به خاك سپارى ، جعفر برادر ابن الرضا به حضور پدرم آمد و گفت : مرا به مرتبهء برادرم بگمار و من در هر سال به تو بيست هزار دينار مىپردازم . پدرم او را از خود راند و با او سخنان ناخوش گفت . از جمله به او گفت : اى نادان ! خليفه كه خدايش زنده بدارد ، شمشير برهنه كشيد تا كسانى را كه برادرت و نياكانش را امام مىدانند از آن اعتقاد باز دارد ، اين كار براى او ممكن نشد . اكنون اگر تو در نظر شيعيان پدرت امام باشى و شيعيان برادرت هم ترا امام بدانند تو را به خليفه نيازى نيست كه اين مرتبه را به تو بدهد و به غير خليفه هم نياز نخواهى داشت و اگر در نظر و اعتقاد ايشان امام نباشى به يارى ما به آن نخواهى رسيد و پس از اين گفتگو در نظر پدرم بسيار خوار و زبون آمد و فرمان داد كه به او اجازهء ورود ندهند و تا هنگام مرگ پدرم و بيرون آمدن ما از سامرا ، جعفر به همان حال بود . ( 1 ) خليفه در جستجوى پسر امام حسن برآمد كه تا امروز هم همچنان در آن جستجو است و راهى بر آن نيافته است ، و شيعيان او معتقدند كه ابن الرضا پسرى از خود باقى گذاشته كه در امامت قائم مقام اوست . « 1 » ( 2 ) تولد امام حسن عسكرى ( ع ) روز جمعه هشتم ماه ربيع الثانى در مدينه بوده
--> ( 1 ) . اين موضوع با ذكر سلسلهء سند و اينكه در سال 278 احمد آن را نقل كرده است در صفحات 40 تا 44 كمال الدين و تمام النعمه صدوق ( رضي الله عنه ) ، چاپ آقاى على اكبر غفارى ، 1405 قمرى و در ارشاد مفيد ، و فهرست شيخ طوسى آمده است . م .