الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

360

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

كه قصد انجام آن را دارم . مىخواهم موسى بن جعفر را زندانى كنم كه او مىخواهد ميان امت تو تفرقه افكند و خون آنان ريخته شود . و فرمان داد موسى بن جعفر ( ع ) را از مسجد گرفتند و پيش هارون بردند و آن حضرت را در قيد و بند كشيد و سپس دو محمل سرپوشيده فراهم آوردند و هر يك را بر استرى استوار كردند و هر دو محمل را با يك ديگر از خانهء هارون بيرون آوردند و با هر يك گروهى اسب سوار بود . يكى از آن محملهاى سرپوشيده را به سوى كوفه و ديگرى را به بصره گسيل داشت و امام كاظم ( ع ) در آن محملى بود كه به بصره مىرفت . هارون اين كار را از اين روى انجام داد كه بر مردم پوشيده ماند و با سواران گفت : موسى بن جعفر ( ع ) را به عيسى بن جعفر بن منصور كه در آن هنگام فرماندار بصره بود تسليم كنند . حضرت موسى بن جعفر را به او سپردند و او مدت يك سال آن حضرت را پيش خود زندانى كرد . هارون به او نوشت خون موسى بن جعفر ( ع ) را بريزد . عيسى بن جعفر برخى از اشخاص مورد اعتماد و ويژگان خود را فرا خواند و با آنان در مورد نامهء هارون مشورت و رايزنى كرد . به او گفتند از اين كار دست بدارد و بخواهد كه او را معاف دارند . عيسى به هارون نوشت : موضوع بازداشت موسى بن جعفر در زندان من طولانى شده است . من احوال او را آزموده‌ام و كسى گمارده‌ام تا گوش دهد كه در دعاهاى خود چه مىگويد . گزارش داد كه او بر تو و بر من نفرين نمىكند و از ما به بدى ياد نمىكند و براى خود طلب آمرزش و رحمت مىكند . اگر كسى بفرستى كه او را از من تحويل بگيرد و گر نه من او را آزاد مىكنم ، زيرا از نگهدارى و حبس او معذورم . ( 1 ) يكى از جاسوسان عيسى بن جعفر به او گزارش داده است كه بسيار شنيده است موسى بن جعفر ( ع ) هنگامى كه در خانهء عيسى زندانى بوده چنين دعا مىفرموده است : « پروردگارا ! تو خود مىدانى كه از تو مىخواستم مرا براى عبادت خود فارغ گردانى و خدايا تو چنين فرمودى و ترا سپاس و ستايش باد . » ( 2 ) هارون كسى را فرستاد كه موسى بن جعفر ( ع ) را از عيسى بگيرد و به بغداد آورد و ايشان را تسليم فضل بن ربيع كند . مدتى طولانى امام كاظم ( ع ) در خانهء فضل زندانى بودند . هارون از فضل خواست كه ايشان را بكشد و او نپذيرفت و هارون به او نوشت آن حضرت را تسليم فضل بن يحيى بن خالد كند و چنان كرد .