الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
348
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
قلبى كه مجتمع باشد . ( 1 ) و روايت شده است كه گروهى از قبيله جهينة به خانهء امام صادق آمدند . از ايشان پذيرايى فرمود و چون خواستند بروند ، براى آنان توشه و زاد فراهم فرمود و به آنان بخشش و عنايت كرد . ولى همين كه خواستند بارهاى خود را ببندند و بار كنند به خدمتكاران خود فرمود : از ايشان فاصله بگيريد و آنان را يارى ندهيد . ميهمانان پس از آنكه بارهاى خود را بستند و بار كردند براى وداع به حضور امام صادق آمدند و گفتند : اى پسر پيامبر ! ميزبانى فرمودى و چه نيكو ميزبانى كردى و عطا فرمودى و چه بسيار عطا كردى و سرانجام به خدمتكارانت فرمان دادى ما را براى بستن بار يارى ندهند . اين چگونه بود ؟ فرمود : ما خاندان به ميهمان براى رفتن از خانهء خود يارى نمىدهيم . ( 2 ) مالك بن انس « 1 » كه فقيه مدينه است مىگويد : من مكرر به حضور امام صادق ( ع ) مىرسيدم و براى من تشكچهيى مىگسترد و حرمت مرا نگه مىداشت و مىفرمود : اى مالك ! من ترا دوست دارم ، و من از اين جهت شاد مىشدم و شكر و ستايش خدا را به جا مىآوردم و امام صادق هيچ گاه از اين سه حالت بيرون نبود كه يا روزه داشت ، يا در حال نماز بود ، يا ذكر مىگفت و از بزرگان پارسايان و عابدان بود و از آن گروه بود كه از خداى خود بيم داشتند و بسيار حديث مىفرمود و خوش - مجلس بود و نيك محضر و پر فايده . و هر گاه سخنى از قول رسول خدا بيان مى - كرد ، گاه رنگش زرد مىشد و گاه سبز ، آنچنان كه شناخته نمىشد . سالى در خدمت او حج گزاردم و چون سوار بر ناقهء خود شد و خواست تلبيه بگويد صدا در گلويش قطع مىشد و چنان عقده به گلويش مىگرفت كه نزديك مىشد از ناقه به زمين افتد . گفتم : اى پسر رسول خدا ! چاره نيست و بايد تلبيه بگويى . فرمود : اى پسر ابو عامر ! چگونه جرأت مىكنم كه لبيك بگويم و حال آنكه از آن بيم دارم كه خداوند به من بگويد لا لبيك و لا سعديك . « 2 »
--> ( 1 ) . مالك بن انس : يكى از ائمهء چهارگانهء مذاهب اهل سنت و پيشواى مالكىها ، متولد - 93 و درگذشتهء 179 هجرى است . مورد حمايت و احترام منصور و هارون عباسى بوده است . براى اطلاع از آثار او و كتابهايى كه شرح حالش در آن آمده است ، رك . به : زركلى ، الاعلام ، ص 128 ، ج 6 . م . ( 2 ) . اين روايت از قول مالك بن انس با ذكر سلسلهء راويان در سه كتاب مهم صدوق يعنى خصال ( حديث شمارهء 189 ، ص 168 ، همراه با ترجمهء آقاى كمرهيى ) و علل الشرائع ، ص 234 و امالى ، ص 169 آمده است . قاضى عياض در صفحهء 212 كتاب المدارك خود و ابو زهره در كتاب مالك ، ص 28 و امين الخولى در كتاب مالك خود ، ص 94 نيز آوردهاند و لطفا به پاورقى بحار الانوار ، ص 16 ، ج 47 ، كه متن روايت هم در آن آمده است مراجعه شود . م .