الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
344
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
دروغگويى به اطلاع تو رسيده است ، بر فرض كه من چنان كرده باشم ، نسبت به يوسف ( ع ) ستم شد و گذشت كرد و ايوب مورد آزمايش قرار گرفت و شكيبايى كرد و به سليمان پادشاهى عطا شد ، سپاسگزارى كرد . آنان همه پيامبران خدايند و نسب تو به ايشان مىرسد . منصور گفت : آرى همچنين است . اكنون بيا اينجا و بالاى تخت بنشين و امام چنان فرمودند . منصور گفت : آنچه گفتم فلانى خبر داده است . امام صادق فرمود : او را حاضر كن تا رويا روى شويم . آن مرد را احضار كردند . منصور به او گفت : تو خود آنچه را از جعفر نقل كردى شنيدهاى ؟ گفت : آرى . امام صادق به او فرمود : تو خود شنيدهاى ؟ گفت : آرى . امام از او خواست سوگند بخورد . منصور به او گفت : سوگند مىخورى ؟ گفت : آرى ، و شروع به سوگند خوردن كرد . امام صادق به منصور فرمود : بگذار من سوگندش دهم ، پذيرفت . امام صادق ( ع ) به مرد سخن چين فرمود : بگو از نيرو و قوت خداوند بيزارم و به نيرو و قوت خود پناه مىبرم كه جعفر چنين كرده و چنين گفته است . مرد سخنچين اندكى خوددارى كرد ، ولى سپس سوگند خورد . لحظهيى بيش نگذشت كه بر زمين افتاد . منصور گفت : پايش را بكشيد و از اينجا لاشهاش را بيرون ببريد كه خدايش لعنت كناد . ( 1 ) ربيع مىگويد : من ديدم هنگامى كه جعفر بن محمد پيش منصور آمد ، لبهاى ايشان حركت مىكرد و هر چه لبهايش را تكان مىداد ( زير لب دعا مىخواند ) ، خشم منصور فرو مىنشست تا آنكه او را به خود نزديك ساخت و آرام گرفت و چون امام صادق ( ع ) از پيش منصور بيرون آمد ، پى ايشان رفتم و گفتم : اين مرد از همه بر تو خشمگينتر بود و چون پيش او آمدى و زير لب دعا مىخواندى و هر چه لبهايت را تكان مىدادى خشم او فرو مىنشست . چه دعايى مىخواندى ؟ فرمود : دعايى كه پدر بزرگم على بن حسين ( ع ) مىخوانده است . گفتم : فدايت شوم ، آن دعا چيست ؟ فرمود اين است : « يا عدتى عند شدتى و يا غوثى عند كربتى فاحرسنى بعينك التى لا تنام و اكنفنى بركنك الذى لا يرام . » « اى پناه من در سختى من ، اى فريادرس من در درماندگى من ! مرا با چشم خودت كه هرگز نمىخسبد حراست فرماى و با ركن خودت كه سست و ويران نمىشود حمايت فرماى . » ربيع مىگويد : اين دعا را حفظ كردم و هيچ سختى و گرفتارى براى من پيش