الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

337

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) امام باقر ( ع ) با اين عظمت مقام علمى و عهده‌دارى منصب امامت و رياست و با آنكه خود عائله‌مند و از لحاظ درآمد از مردم متوسط بود ، ميان خواص و عوام مشهور به بخشندگى و جود بود و كرم ايشان نسبت به همگان معروف بود . عمرو بن دينار و عبد الله بن عمير مىگويند : هر گاه مىخواستيم به ديدار ابو جعفر محمد بن على برويم مىديديم كه ايشان براى ما هزينه و جامه مىآورد و مىگويد : اين براى شما پيش از آنكه به ديدن من بياييد آماده شده است . ( 2 ) سليمان بن قرم مىگويد : معمولا امام باقر ( ع ) جوايزى كه به ما مىبخشيد ميان پانصد و ششصد ، تا هزار درهم بود . حسن بن كثير هم مىگويد : از نيازمندى خود و بىتوجهى دوستان و برادران به امام باقر شكايت كرديم . فرمود : چه بد برادرى است كه ترا در حالى كه توانگر هستى رعايت كند و چون تنگدست شوى از تو ببرد ، و سپس به غلام خود دستور فرمود كيسه‌يى براى من آورد كه در آن هفتصد درهم بود و فرمود : اين را خرج كن و هر گاه تمام شد به من خبر بده . « 1 » ( 3 ) از امام باقر پرسيدند : چرا گاهى احاديث را بدون ذكر سلسلهء سند ( مرسل ) بيان مىكنى ؟ فرمود : هر گاه سند حديثى را نقل نكردم ، سند آن پدرم از پدر بزرگم از پدرش از رسول خدا از جبريل از خداوند است . ( 4 ) امام باقر ( ع ) فرموده است : در يكى از عمره‌هاى خود پس از انجام اعمال در حجر اسماعيل نشسته بودم . ناگاه ديدم مارى از ناحيهء مسعى بيرون آمد و نزديك شد و از كنار حجر الاسود شروع به طواف كرد و چون هفت دور طواف خود را تمام كرد كنار مقام ابراهيم آمد و بر دم خود ايستاد و دو ركعت نماز گزارد ، و اين موضوع به هنگام ظهر صورت گرفت . عطا و گروهى از يارانش هم آن مار را ديده بودند . پيش من آمدند و گفتند : اى ابو جعفر ! آيا اين مار را ديدى ؟ گفتم : آرى ديدم كه چگونه رفتار كرد . اكنون پيش او برويد و به او بگوييد : محمد بن على مىگويد اين ساعت مسجد خلوت است ، ولى بعد بردگان و سياهان كنار كعبه خواهند آمد . تو اعمال خودت را انجام دادى ، اكنون هم توقف خودت را كوتاه كن و برو كه ما بر تو از ايشان مىترسيم . گويد چون اين پيام را گزارديم آن مار توده‌يى از شن‌هاى مسجد

--> ( 1 ) . دو روايت بالا و روايت بعدى را هم عينا از ارشاد شيخ مفيد ، ص 249 ، نقل كرده است . م .