الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
330
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
19 - خلاف وعده نمىكند . فرخنده سيرت است و گسترده درگاه و هر گاه بر كارى عزم كند سخت خردمند است . ( 1 ) 20 - از گروهى است كه دوستى ايشان دين و دشمنى ايشان كفر و نزديك شدن به آنان مايهء نجات و پناهگاه است . 21 - با دوستى ايشان بدى و گرفتارى بر طرف مىشود و با او احسان و نعمتها باز گرفته مىشود . 22 - پس از نام خدا نام ايشان در هر آغازى مقدم است و كلام به آن ختم مىشود . 23 - اگر پرهيزگاران شمرده شوند ايشان پيشوايان آنانند ، و اگر گفته شود بهترين مردم زمين كيست ؟ گفته مىشود ايشانند . 24 - هيچ بخشندهيى نمىتواند به مرز بخشندگى ايشان برسد و هيچ قومى هر چند كريم باشد با آنان مقايسه نمىشود . 25 - هر گاه سختى و خشكسال پيش آيد ايشان ابرهاى بارانزايند ( فرياد رسان هستند ) و چون كارزار گرم مىشود ، همچون شيران بيشهء شرى ( نام جايى در تهامه است ) هستند . 26 - ممكن نيست كه نكوهش به ساحت ايشان برسد . نيك سرشتان بخشندهاند و دستهاى ايشان سخت بخشنده است . 27 - سختى و گرفتارى چيزى از گسترش نعمت دستهاى ايشان را كاهش نمىدهد . چه در حال توانگرى و چه در حال تنگدستى ، نعمت از ايشان يكسان فرو مىريزد . 28 - كداميك از مردم هستند كه بر گردن ايشان ، از نياكان او يا خودش ، حقى نباشد و نعمتهايى ؟ 29 - هر كس خدا را بشناسد نياكان اين مرد را مىشناسد و مردم و ملتها دين را از خانهء اين مرد دريافتهاند . » « 1 »
--> ( 1 ) . پيش از آنكه در بارهء منابع اين قصيده يا بخشى از آن كه در آن منابع آمده است توضيح دهم ، بايد به اطلاع خوانندگان گرامى برسانم كه براى ترجمهء ابيات به اغانى و زهر الآداب و بحار الانوار مراجعه شد و برخى از كلمات اشعار كه در روضة الواعظين اشتباه چاپى يا كلمهء ديگرى بود اصلاح شد و اين ترجمه پس از اصلاح آن كلمات صورت گرفته است . ضمنا در كمال خلوص مىگويم كه ممكن است در انتقال معنى و يافتن كلمات كاملا مناسب فارسى چنان كه شايد و بايد از عهده بيرون نيامده باشم و به راستى ترجمهء شعر فرزدق شبيه آن است كه بخواهيم شعر قرن چهارم و پنجم فارسى را به عربى ترجمه كنيم و اميد - است اين عذر مقبول واقع شود . اين قصيده در كتاب اغانى ابو الفرج اصفهانى ، درگذشتهء 356 قمرى ( ص 376 ، ج 21 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر 1973 و افست بيروت ، بدون تاريخ ) بيست بيت آمده است و در مورد چهار بيت آن ترديد كردهاند و با ستاره مشخص ساختهاند . در زهر الآداب حصرى قيروانى ، درگذشتهء 453 هجرى از اين قصيده بيست و نه بيت در ص 103 ، ج 1 ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد ، 1972 ميلادى ، آمده است . در برخى از كتابهاى ديگر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم گزيدههايى از آن نقل شده - است . شيخ مفيد در ارشاد ، ص 243 ، چاپ 1377 قمرى ، تهران ، هفت بيت از آن را آورده است و سيد مرتضى هم در صفحات 67 و 68 جلد اول امالى ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، 1954 ميلادى ، هفت بيت از آن آورده است . به احتمال بسيار زياد فتال از ديوان فرزدق يا از زهر الآداب حصرى قيروانى برداشته است . در بارهء برخى از اشعار اين قصيده ترديد كرده و گفتهاند در مدح قثم پسر عباس يا يكى از خلفا سروده شده است . در بحار الانوار ، ص 125 ، ج 46 ، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب چهل و يك بيت آمده است . در ديوان فرزدق در چاپ عبد اللَّه اسماعيل صاوى اين قصيده حذف شده است و در چاپ بستانى بيروت در صفحهء 178 جلد 2 آمده است و نخستين قصيده در قافيهء ميم است . براى اطلاع بيشتر به حاشيهء استاد محترم محمد مهدى السيد حسن الخرسانى بر همان صفحهء بحار نيز مراجعه شود . م .