الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
328
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) سليمان كه از راويان اين روايت است مىگويد ، به امام صادق گفتم : مردم چگونه از وجود امام و حجت غايب و پوشيده بهرهمند مىشوند ؟ فرمود : همان گونه كه از خورشيد هنگامى كه ابر آن را مىپوشاند . ( 2 ) روايت شده است كه هشام پسر عبد الملك در روزگار خلافت پدرش حج گزارد و چون طواف كرد خواست به حجر الاسود دست بكشد . از شدت ازدحام نتوانست . براى او منبرى نهادند و مردم شام اطرافش را گرفتند . در همين حال على بن حسين ( ع ) در حالى كه ازار و ردايى بر تن داشت و از همگان زيباتر و خوشبوتر بود آمد و ميان پيشانى او بر اثر سجده همچون زانوى شتر ( بز ) پينه بسته بود . شروع به طواف فرمود و چون به محل حجر الاسود رسيد مردم به پاس حرمت و هيبت ايشان كنار رفتند تا به حجر الاسود دست كشد ( استلام كند ) . اين كار هشام را به خشم آورد . مردى از شاميان از هشام پرسيد : اين كيست كه مردم اين چنين هيبت او را نگهداشتند و براى او راه گشادند و از كنار حجر الاسود كناره گرفتند ؟ هشام براى اينكه مردم شام به امام سجاد راغب نشوند ، گفت نمىشناسمش . فرزدق « 1 » شاعر آنجا بود . گفت : ولى من او را مىشناسم . آن مرد شامى گفت : اى ابو فراس او كيست ؟ ( 3 ) و فرزدق چنين سرود : 1 - « اين همانست كه بطحاء گام نهادنش را مىشناسد . كعبه او را مىشناسد و منطقهء حرم و بيرون حرم او را مىشناسد . 2 - اين پسر بهترين همهء بندگان خداوند است . اين پرهيزگار پاك و پاكيزهء سرشناس است . 3 - اين على است كه پيامبر خدا پدر اوست و با پرتو هدايت او ملتها رهنمود شدند . 4 - هر گاه قريش او را مىبيند سخنگوى آن مىگويد ، كرم به مكارم اين شخص پايان مىپذيرد و مىرسد .
--> ( 1 ) . همام بن غالب بن صعصعهء تميمى دارمى معروف به فرزدق ، درگذشتهء سال 110 - هجرى ، از شاعران بسيار بزرگ قرون اول هجرت است . براى اهميت او به اين نكته اشاره مىكنم كه ابو الفرج اصفهانى در اغانى در دو مبحث جداگانه ( ص 324 و 345 ، جلد نهم ، افست از چاپ دار الكتب ، وزارة الثقافه و ص 276 و 403 جلد بيست و يكم چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، 1393 ق ) در بارهء او دارد . م .