الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
310
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
و بر زمين ريخت . « 1 » ( 1 ) در اين هنگام لشكر به امام حسين ( ع ) حمله كردند و او را به جايگاه خيمهها برگرداندند و تشنگى بر آن حضرت بسيار سخت شد و به سوى شريعه و آبشخور فرات روى آورد . سواران عمر بن سعد كه نفرين خدا بر ايشان باد جلوگيرى كردند و ميان ايشان مردى از بنى دارم بود و به آنان گفت : اى واى بر شما ميان او و آب را بگيريد و مگذاريد به فرات دست يابد . امام حسين ( ع ) فرمود : پروردگارا ! او را تشنه بدار . آن مرد دارمى خشمگين شد و تيرى به سوى امام حسين انداخت كه در گلوى ايشان نشست . امام تير را بيرون كشيد و دست خود را زير گلوى خويش گرفت كه هر دو كف دستش آكنده از خون شد و آن را به اطراف پاشاند . و چون امام حسين از سوى شريعهء فرات به سوى خيمههاى خويش بازگشت ، شمر همراه جماعتى او را احاطه كردند . مردى به نام مالك بن يسر كندى « 2 » پيشى گرفت و ضمن دشنام دادن به آن حضرت با شمشير ضربتى بر سر ايشان زد . بر سر امام حسين شبكلاهى بود كه آن را دريد و پر خون شد و امام فرمود : هرگز نتوانى با دست راست خود چيزى بخورى و بياشامى و خدايت با ستمگران محشور فرمايد . ( 2 ) امام حسين ( ع ) آن شبكلاه را دور افكند . پارچهيى خواست و بر سر خويش محكم بست و شب كلاهى ديگر خواست و بر سر گذاشت و سپس عمامه روى آن بست و به سمت چپ و راست خويش نگريست و چون هيچ كس را نديد ، سر بر آسمان بلند كرد و عرضه داشت : پروردگارا ! مىبينى نسبت به پسر پيامبرت چگونه رفتار مىشود و اين بنى كلاب آب فرات را بر او بستهاند . ( 3 ) حميد بن مسلم مىگويد : به خدا سوگند هرگز كسى را چون حسين نديدهام كه در احاطهء اين همه لشكر باشد و تمام فرزندان و افراد خانوادهاش كشته شده باشند و
--> ( 1 ) . نمىدانم چگونه موضوع جان بازى حضرت ابو الفضل و برادران بزرگوارش در اين مقتل نيامده است . با آنكه عبارات بعدى عينا عبارات مفيد در ارشاد است و در آن آمده است كه در همين حال عباس ( ع ) هم دوش بدوش برادر مشغول جنگ بوده است و خيال مىكنم اين نسخههاى چاپشدهء روضة الواعظين افتادگيهايى دارد لطفا به صفحات 223 تا 225 ارشاد ، چاپ 1377 قمرى تهران مراجعه شود . م . ( 2 ) . در متن كتاب ( مالك بن انس ) است و چون موضوع را عينا از ارشاد مفيد برداشته است بر طبق آن اصلاح شد . م .