الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
297
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
رسيدند فرود آمدند . آخر شب امام حسين دستور داد آب برداشتند و از ناحيهء قصر بنى مقاتل حركت كردند . عقبة بن سمعان « 1 » مىگويد : پس از آنكه ساعتى همراه امام حسين راه پيموديم ، آن حضرت همچنان كه بر اسب سوار بود چرتى زد و از خواب بيدار شد و دو يا سه بار انا لله و انا اليه راجعون و حمد خداوند را بر زبان آورد . پسرش على بن حسين ( ع ) رو به پدر كرد و گفت : چرا استرجاع و حمد بر زبان آورديد ؟ فرمود : پسركم ! لحظهيى چشم مرا خواب در ربود . پيش روى من در خواب سوارى آشكار شد كه مىگفت : اين قوم مىروند و مرگها به سوى ايشان حركت مىكند و دانستم كه خبر مرگ ماست كه داده مىشود . على گفت : پدر جان ! خداوند به تو هيچ بدى نشان ندهد . مگر ما بر حق نيستيم ؟ فرمود : آرى سوگند به كسى كه بازگشت همه به سوى اوست كه ما بر حقيم . على گفت : در اين صورت چه باك داريم از اينكه بر حق بميريم ؟ امام حسين فرمودند : پسرم ! خدايت بهترين پاداشى را كه ممكن است از پدرى به پسرى داده شود ارزانى فرمايد . چون سپيده دميد فرمود فرود آمدند و نماز صبح گزاردند و با شتاب سوار شدند . امام حسين ( ع ) ياران خود را به جانب چپ برد و مىخواست آنان را پراكنده فرمايد . حر بن يزيد آمد و مانع اين كار شد و چون مىخواست آنان را به سوى كوفه ببرد به شدت ايستادگى مىكردند و امام حسين ( ع ) همچنان ياران خود را به سمت چپ مىبرد تا آنكه به نينوى رسيدند و امام حسين ( ع ) آنجا فرود آمدند . در اين هنگام سوارى كه بر اسب سوار بود و سلاح بر تن داشت و كمانى بر شانه انداخته بود از دور پيدا شد . همگى ايستادند و منتظر او شدند . سوار هنگامى كه نزديك شد به حر و سپاهيان او سلام داد و به امام حسين و يارانش سلام نداد و نامهيى از عبيد الله بن زياد به حر تسليم كرد كه در آن چنين نوشته شده بود : ( 1 ) « اما بعد چون اين نامهء من به تو رسيد و فرستادهام پيش تو آمد بر حسين سخت بگير و او را در بيابانى كه هيچ پناهگاه و آبى نداشته باشد فرود آر و به فرستادهء خود دستور دادم با تو باشد و از تو جدا نشود و اين فرمان مرا اجرا كنى و السلام . » ( 2 ) حر گفت : بايد همين جا فرود آييد . آنجا نه دهكدهيى بود و نه آبى . امام حسين ( ع ) فرمود : اى واى بر تو ! بگذار در اين آبادى يا آن آبادى ، يعنى نينوى و
--> ( 1 ) . از اصحاب سيد الشهداء ( ع ) كه در التزام ايشان بوده و شهيد شده است . م .