الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

284

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

صرد « 1 » گفت : همانا معاويه نابود شد و حسين هم بيعت نكرده و به مكه رفته است و شما شيعيان ، پيروان او و پدرش هستيد . اگر مىدانيد كه او را يارى مىدهيد و با دشمن او جهاد مىكنيد و در راه او جانبازى خواهيد كرد ، براى او نامه بنويسيد و آنان نامهء زير را نوشتند : ( 1 ) « بسم الله الرحمن الرحيم . براى حسين بن على كه درود خدا بر آن دو باد ، از سليمان بن صرد و مسيب بن نجيه و رفاعة بن شداد و حبيب بن مظاهر و ديگر مسلمانان و مؤمنان كوفه . درود خداوند بر تو باد . نخست خداوندى را مىستاييم كه خدايى جز او نيست . اما بعد ، سپاس خداوندى را كه دشمن ستمگر و ستيزه‌گر ترا كه به ستم بر اين ملت پيروز شد و امارت آن را با زور بر عهده گرفت ، از ميان برد و درهم شكست . او بدون رضايت بر اين ملت دست يافت ، سپس نيكان ايشان را كشت و بدان را باقى گذاشت و اموال خدا را سرمايهء دست ستمگران و دولتمندان قرار داد . اى دور باد ، همچنان كه قوم ثمود از رحمت خدا دور شدند . اكنون ما را پيشوا و امامى نيست . به سوى ما بيا ، شايد خداوند در پناه تو ما را بر حق جمع كند . نعمان بن بشير در كاخ حكومت خود نشسته است . ما براى نماز جمعه با او حاضر نمىشويم و براى نماز عيد هم با او همراهى نمىكنيم ، و اگر به ما خبر برسد كه تو پيش ما خواهى آمد ، به خواست خداوند متعال او را بيرون مىكنيم و به شام بر مى - گردانيم . » اين نامه را به عبد الله بن مسمع همدانى و عبد الله بن وال دادند و به آنان گفتند شتابان بروند و آن دو با شتاب بيرون رفتند و ده روز از رمضان گذشته در مكه به حضور امام حسين ( ع ) رسيدند . ( 2 ) مردم كوفه دو روز پس از اينكه آن نامه را فرستادند ، قيس بن مسهر صيداوى و عبد الرحمن بن عبد الله ارحبى « 2 » و عمارة بن عبد الله سلولى را به حضور امام حسين گسيل داشتند و همراه آنان حدود يك صد و پنجاه نامه بود كه هر يك را يك يا دو و سه و چهار مرد نوشته بودند . دو روز پس از آن هانى بن هانى سبيعى و سعد بن عبد الله

--> ( 1 ) . از اصحاب رسول خدا و ياران امير المؤمنين على ( ع ) ، در دورهء جاهلى نامش يسار بود ، پيامبر ( ص ) آن را به سليمان تغيير دادند . در نود و سه سالگى در سال 65 هجرى در جنگ با عبيد الله بن زياد كشته شد . رك . به : ابن اثير ، اسد الغابه ، ص 351 ، ج 2 . م . ( 2 ) . در ارشاد آمده است : عبد الرحمن و عبد الله پسران شداد ارحبى . م .