الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
275
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
خداوندى را كه ما اهل بيت را گرامى داشته است . ( 1 ) امام حسن ( ع ) به ياران خود فرمودند : خدا را دو شهر است ، يكى در خاور و ديگرى در باختر ، كه در آن دو شهر گروهى از آفريدههاى خداوند ساكنند كه هرگز قصد و آهنگ معصيت هم نمىكنند و به خدا سوگند در آن دو شهر و فاصلهء ميان آن دو شهر ، كسى جز من و برادرم حسين حجت خدا بر خلق خدا نيست . ( 2 ) امام حسين ( ع ) هم روز عاشورا خطاب به سپاهيان ابن زياد كه نفرين خداوند بر ايشان باد فرمود : شما را چه مىشود كه چنين بر ضد من همكارى مىكنيد ؟ به خدا سوگند اگر مرا بكشيد حجت خدا را بر خود كشتهايد و به خدا سوگند كه ميان جابلقا و جابلسا پسر پيامبرى كه خداوند در موردش با شما احتجاج كند غير از من نيست . ( 3 ) شاعر در اين باره گويد : « پاكان و پاكدامنانى كه نامشان هر جا برده شود ، بر ايشان درود فرستاده مىشود . » « آنان پنج تنى هستند كه به جاى آنان هيچ گاه و هرگز بدلى جستجو نمىكنم . رسول پروردگارم و دو نوهاش و دخترش و پنجمى ايشان مولايم ابو الحسن است . » « بر خدا توكل مىكنم و بر پنج تن توسل مىجويم . » ديگرى گويد : « من دوستدار پنج تنى هستم كه در مورد آنان سورههاى طه و هل اتى و حاميمها و زمر نازل شده است . » ( 4 ) مردى نصرانى در بارهء ايشان مىگويد : « من از قبايل تيم و عدى به بدى ياد نمىكنم ، ولى دوستدار خاندان هاشم هستم و هنگامى كه من در راه خدا از سرزنش سرزنشكننده بيم ندارم ديگر چه كسى در بارهء محبت على و گروه او مرا مىخواهد سرزنش كند ؟ به من مىگويند : با آنكه مسيحى هستى دوستى على و پرهيزكاران عرب و عجم را در دل مىپرورى ؟ مىگويم : چنين مىپندارم كه خداوند محبت آنان را حتى در دل چهار پايان هم سرشته است . » ( 5 ) ديگرى گفته است : « اگر دوستى من نسبت به پنج تنى كه موجب پاكى اعمال من است و بغض دشمنان ايشان رفض است من رافضيم . »