الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

258

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

نظير اين روايت از امام زين العابدين ( ع ) هم روايت شده است . ( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : همسايگان ام ايمن به حضور پيامبر آمدند و گفتند : اى رسول خدا ! ديشب ام ايمن تا سپيده‌دم نخوابيد و گريست و تمام شب را گريه مىكرد . پيامبر ( ص ) كسى را پيش او فرستادند كه بيايد و چون آمد فرمودند : اى ام ايمن ! خدايت نگرياند . همسايگانت پيش من آمدند و گفتند ديشب تا صبح گريه كرده‌اى . خداوند چشمت را گريان نكناد ، چه چيزى موجب گريستن تو بوده است ؟ گفت : اى رسول خدا ! خواب سختى ديدم و به همان سبب تا صبح گريستم . پيامبر فرمودند : خواب خود را براى رسول خدا بيان كن كه خدا و رسول او داناترند . گفت : بر من گران است كه آن را نقل كنم . پيامبر فرمودند : آنچنان كه در خواب ديده‌اى نيست . اكنون براى من بگو . گفت : ديشب در خواب ديدم كه پاره‌يى از تن شما در خانهء من افتاده است . فرمودند : اى ام ايمن ! چشمت راحت بخوابد . فاطمه ( ع ) حسين را خواهد زاييد و تو او را پرورش خواهى داد و به او شير خواهى داد و بدين گونه پاره‌يى از تن من در خانهء تو خواهد بود . گويد چون فاطمه ( ع ) حسين ( ع ) را زاييد ، روز هفتم پيامبر دستور فرمودند سر كودك را تراشيدند و هموزن موهاى او نقره صدقه دادند و او را عقيقه فرمودند سپس ام ايمن امام حسين ( ع ) را در برد رسول خدا پيچيد و او را به حضور ايشان آورد و پيامبر فرمودند : آفرين بر حامل و محمول . اى ام ايمن ! اين تأويل خواب تو است . « 1 » ( 2 ) صفيه دختر عبد المطلب مىگويد : من عهده‌دار امور زايمان فاطمه ( ع ) بودم . همين كه امام حسين متولد شد پيامبر فرمودند : عمه جان ! پسرم را پيش من بياور . گفتم : اى رسول خدا ! هنوز او را پاك و تميز نكرده‌ايم . فرمودند : مگر تو بايد او را پاكيزه كنى ؟ خداوند متعال او را پاك و پاكيزه ساخته است . صفيه مىگويد : او را به پيامبر ( ص ) سپردم و پيامبر ( ص ) زبان خويش را در دهان حسين ( ع ) نهادند و او شروع به مكيدن كرد و مىپندارم كه رسول خدا به او شير و عسل مىدادند . پيامبر ( ص ) ميان چشمهاى او را بوسيدند و سپس در حالى كه مىگريستند كودك را به من باز دادند و سه بار فرمودند : خداوند كشندگان ترا از رحمت خويش دور داراد ، اى پسرك عزيز من ! صفيه مىگويد . و گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد چه كسى او را مىكشد ؟ فرمودند : گروه ستمگرى از بنى اميه كه خداى ايشان را از رحمت خود دور دارد . « 2 »

--> ( 1 ) . در امالى صدوق با ذكر سلسلهء اسناد آمده است و به نقل از آن كتاب در بحار الانوار ، ص 242 ، ج 43 ، آمده است . م . ( 2 ) . در امالى صدوق با ذكر سلسلهء اسناد آمده است و به نقل از آن كتاب در بحار الانوار ، ص 242 ، ج 43 ، آمده است . م .